X
تبلیغات
رایتل

empty

چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 12:50


ای کاش دلم بهانه ای داشت


حرفی،سخنی،ترانه ای داشت


 

در سینه ی داغم آتشی بود


دودی،شرری، زبانه ای داشت


 

بر شاخه ی خشکم آرزو بود


برگی، ثمری، جوانه ای داشت


 

ای کاش گدازه های حسّم


کوهی، کمری، دهانه ای داشت


 

ای کاش تلاطـــم درونــــــــم


جایی،به کسی،کرانه ای داشت


 

ای کاش طنین بانگ احساس


حدی، وسطی، میانه ای داشت


 

ای کاش کسی برای  شعرم


حرفی، نظری، گمانه ای داشت


 

 

گرمک نوشت:


آنقدر حرف در پستوهای دلم قایم شده اند که نمی دانم کدامیک را برای گفتن پیدا کنم.

گاهی کلنگ بر می دارم آنفدر در خودم می کویم و فرو می روم اما به جایی نمی رسم.

 


فرهنگ معنایی یوز:


1-      لاتین : به معنای استفاده با املای USE

2-      ترکی: به معنای عدد 100

3-      جانور شناسی: مخفف نام یوزپلنگ

4-      فرهنگ لغت دهخدا: جُستن، طلب کردن

5-      فرهنگ لغت پسر کوچکم: به معنای «یک روز» مثلا: یوز برام بادکنک میخری؟!

نظرات (20)
چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 13:01
خب چرا یوز براش بادکنک نمی خرین؟
بابای بد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشاله به همین یوزی براش میخرم
چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 13:04
یعنی
هم می گین ای کاش دلم حرفی داشت

هم داره و رفته تو پتوها قائم شده؟

خب
ببینین
کلنگ اینا که فایده نداره!خطرناکه تازه!

به برق سه فاز که وصل بشین خودش فوران می کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
امان از وقتی که فیوز بپرد
چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 13:09
این شعر واقعا روان و ساده و زیبا در آمده !!
درود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربان یو فیلسوف
چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 13:50
سلام
با بهترین آهنگ ها از بهترین خواننده های روز دنیا بروز هستم
زوود باش بیا
[لبخند]
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشاله یه وقته دیگه
چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 14:45
آخی خب واسش بادکنک بخرید

آدم وقتی حرف واسه گفتن زیاد داره معمولا سکوت میکنه! مثل وقتی گه یه عالمه کار واسه انجام دادن داره و همشو با هم بی خیال میشه البته من اینجوریم . کار که زیاد داشته باشم نمیدونم از کدوم شروع کنم در نتیجه خودمو خسته نمیکنم و میخوابم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گمانم حق با شماست
در زیر انبوه حرفها خفه شده ام

واسش می خرم چشم!
چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 15:23
شعر واقعا قشنگ بود
آفرین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود عزیز
مرسی
چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 16:10
سلام.....شما میفرمایید که ای کاش دلم بهانه ای داشت....
من چه بگویم که پراز بهانه ام و زبانم گنگ شده......
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زبان تان شاید ولی قلم تان ابدا
چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 16:19
سلام عزیزم
خسته نباشی
شعر نازی بود مرسی
وبلاگ خوبی داری من که لذت بردم
اگر دوس داشتی شما هم به من سر بزن و با نظر دادن و لینک کردن ازم حمایت کن و بگو تا منم لینکت کنم

و لطفا بگو به چه عنوانی لینکت کنم
مرسی

http://bia2bid.ir
مزایده آنلاین
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 16:37
اون یوز پس کی میرسه؟ :)
فرهنگ لغت بچه ها رو دوس دارم :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یوز از راه میرسه
عجله نکن
چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 16:39
کلنگ برداشتن ُ کوبیدن ُ فروریختن چاره ی کار نیست!
چون همش بدتر از قبل آوار میشن روی دل!
اونوقت توی اون آوار درب و داغون که همشونم حرف واسه گفتن دارن پیدا کردن ِ مهمترین ، کار مشکلیه!
کم کم از یه گوشه باید شروع بشه تا همه ی حرف ها بریزه بیرون...
مثل اینکه داری آرد رو الک میکنی... اول ذره های ریز تر و بعد درشت تر میاد بیرون...
حرف های دل هم همینطوره...

امتیاز: 0 0
پاسخ:
الک یا الکی؟!
چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 17:27
مگه بچه داری؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه یکی دوتا
پنج‌شنبه 30 شهریور 1391 ساعت 14:38
اقا شعرات که همه خوبن و عالی
از بس که حرف داری نمیدونی کدومشون ور بزنی !
خدا پسر کوچولوت رو هم حفظ کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلامت باشید
پنج‌شنبه 30 شهریور 1391 ساعت 14:39
آخ الهی من قربون این برادر زادم برم که اینقدر شیرین زبونه
عمو جون
یوز برات همه چی میگیریم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دست عمو علیرضا درد نکنه
جمعه 31 شهریور 1391 ساعت 04:05
دنیای بچه ها چقدر قشنگِ
با کوچکترین چیزها میشه شادشون کرد
البته به محض رسیدن به یکی از اون یوزها، یه یوز دیگه شروع خواهد شد

ای کاش دلم بهانه ای داشت
حرفی،سخنی،ترانه ای داشت

کاش ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به امید یوز خوب برای همه ایرانی ها
جمعه 31 شهریور 1391 ساعت 20:35
سلام

یوز ؟؟
طفلی چقدر هم قانع بوده نه به اون یوز گفتن نه به این درخواست به این کوچیکی!!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یوز همه مون همینطور بودیم
مگر نه؟!
شنبه 1 مهر 1391 ساعت 16:32
اسم کوچولوی بانمکت چیه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مثل اسم باباش سکرته
شنبه 1 مهر 1391 ساعت 19:32
سلام امیدجان در پست بالایی نشد کامنت بذارم .دمت گرم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی
شنبه 1 مهر 1391 ساعت 20:18
سلام امیدجان
بسیار زیبا.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 2 مهر 1391 ساعت 01:11
سلام داداش
منم یوز رفتم بستنی بخرم اما پولم رو همراه نبرده بودم برا همین منصرف شدم از بستنی خریدن
ای جانم پسر کوچولوت رو از طرف ما ببوس
حالا این شیطون با نمکه چن سالشه که اینقدر با حال حرف میزنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دو سه تا یی است
چهارشنبه 19 مهر 1391 ساعت 16:04
این یوز که پیش میرین خونه تون میشه خونه بادبادکی .
مامانش هر یوز برای گل پسر بادبادک میخره دیگه نمیخواد باباش زحمت بکشه یوز بخره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دست مامانش درد نکند
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.