مردی مرغکی خوش آواز در قفس داشت که از صدای دلکش و زیبایش همیشه خوش و مسرور میشد.
البته او هم در حق مرغک خوش صدا کم نمی گذاشت و همیشه با آب و دانه و کلام مهر به او رسیدگی میکرد.
بسیاری اوقات درب و پنجره ها را بسته و درب قفسش را باز میکرد و اجازه میداد که در داخل خانه پرواز کند.
مرغک نیز حداکثر استفاده را از این آزادی میبرد و تا می توانست پرواز میکرد و این سو و آن سوی خانه می پرید.
روزی بر اثر غفلت، زمانی در قفس را باز کرد که هنوز درب و پنجره را نبسته بود، مرغک نیز از فرصت استفاده کرد و از پنجره به بیرون پر زد و بر شاخه درختی در حیاط نشست.
مرد عاجزانه گفت: مرغکم! عزیزکم! من که از مهر و محبت در حق تو کم نگذاشته بودم، چرا از پیش من فرار کردی؟!
مرغک مثل همیشه که برای مرد آواز میخواند، بلند سرود:
چون قافیه ای برای شعرت در بنــد تو بوده ام، نه مهــرت
اکنون هنری نما که منــبعد بر شاخـه کنم به نیکی ذکرت
گرمک نوشت:
اگر در دوست داشتن هنری دارید ، آن را به گونه ای برای طرف تان به نمایش بگذارید که همیشه تازه و بروز باشد تا موجب دلزدگی و سرخوردگی نشود.
غرض نوشت:
غرض خاصی از داستان بالا نداشتم. اما بقول ضرب المثل عربی که خودم ساختم « الغرضُ مِن المرض » بی غرض هم نبود!!!!
ضرب المثل هزارتا لاااایک

تشکر هوارلایک
خیلی داستان قشنگ و پر مفهومی بود :)
من این برداشت رو کردم که آدم باید جوری یه نفر رو دوست داشته باشه که حتی اگه اون فرد براش کاری هم نکرد و به قولی فایده ای نداشت باز هم دوستش داشته باشه .
ضرب المثل هم که محشر بود
برداشت ازاد
لطف دارید
سلام

ضرب المثل تون خیلی جالب بود
« الغرضُ مِن المرض »
ممنون
سلام. رباعی زیبایی نوشتید.
با "بهترین رسانه اما برای دشمن!" به روزم.
قربانت
سلام....
امان از این محبت های زیادی که گاهی به ادم احساس اویزان بودن دست میدهد.
ولی بحث من محبت زیادی نبود
داستانات همیشه واسم جالب بودن ;)
مثل تو که حاجی جالبی برای جمع ما هستی
با الان میشه سه بار که این پست رو خوندم.. ولی هیچ چیزی به ذهنم نمیرسه که بخوام به عنوان یه کامنت ِ درست ُ حسابی بذارم اینجا..

یجورایی بیشتر تو فکر میرم با خوندنش.. مثل هر دوبار ِ قبل..
+ لایک به ضرب المثل!
سلام
حالا ما یه چیزی گفتیم
شما خودتون را اذیت نکنید
یاد قصه " طوطی و بازرگان" افتادیم !
جالب بود
بروزم
تقریبا
دستورزبان عربی رو که ایرانی ها نوشتن.مونده بود یک ضرب المثل که اونم به لطف شما حاصل شد
هنر نزد ایرانیان است و بس
سلام امید خان
برداشت من این بود که مرغک دلتان با وجود آب ودانه های فراوان مهری که به او میدادید روزی به اشتباه به جای یار بر شاخسار دیگری نشست و این باعث مشکلاتی شده و حالا در صدد جبرانش هستید
نمیدونم برداشتم چقدر درست بوده ولی شعرتان وداستانتان این را نشون میده.
انشالله موفق باشید در جلب رضایت مرغک یارتان
نچ!
برادر مواظب مرغک دلتون باشید اشتباهی بر شاخسار دیگری ننشیند.
هستم!
دیگه فریاد نمی زنید بانو!