تا به انتهای راه مانده یک پگاه
پا به پای ما بیا تو ای رفیق راه
قلب خسته ات به دست سینه ها سپار
خانه دور و سینه می کشد هنوز آه
تا که قلب ماست زنده از امید
در وجود جاده زنده می شود نگاه
این شب سیاه می رسد به صبح نور
تا که در میان ماست آفتاب و ماه
هر کجای راه خسته شد دلت، رفیق!
در کنار قلب ما بگیر سر پناه
ما نواده های بی شمار کاوه ایم
می نهیم به زیر پا کلاه هرچه شاه
گرمک نوشت:
شنیدیم قلب رفیق راه از ناملایمات راه گرفته است و جهت مداوا به بیمارستان منتقل شده است.
بحمدالله حالش خوب است به کوری چشمان حسود بیدادخواهش!
شعرت خیلی زیبا بود
خودت نوشتی؟
سری هم به ما بزن
www.tivaproject.com
سلام
ممنون از حضورتون
رفیق راه کی هستش آیا؟


بازم که قرمه سبزی داریم!
سلام امید خان. شما هم که غیبت بودین! صغری باشه طوری نیست ولی کبری نشه که شاکی می شیم اساسیا!
هستیم بدون صغرا و کبرا چیدن
سلام...کلاهش را خوب آمدی...
امید وارم حال این رفیقمان بهتر بشه و قلب سبزش بهتر از دیروز بتپد.
به امید روزی که کلاه از سر بعضی ها بفتد که قلبشان تو کلاهشان است.
انشاله
او را که خدا هست نگه دارش باکی از این دژخیمان بی ایمان نیست .
بلاخره پایان این راه میرسد .
ما هم برای سلامتیش دعا میکنیم
سلامت باشید