بر مراد ِ ما نمی رانی، خرک!
جز لگد بر ما نمی دانی، خرک!
تا شکم در توبره مان سر کرده ای
یک دهن با ما نمی خوانی، خرک!
با کسان همراه و همپایی، ولی
بهر ما چون بند تنبانی، خرک!
بر مراد ما خر ِ لنگی فقط
نزد خوبان مثل اسبانی، خرک!
...
بگذریم از کرده هایت هرچه بود
گوشن کن! گر اهل پیمانی، خرک!
وقتی ما را بردی آن سوی صراط
چون هواپیما به آسانی، خرک! ...
از لحاظ خوردن ِ آب و علف
پیش ما یک عمر مهمانی، خرک!
گرمک نوشت:
دیروز در وبلاگ یکی از دوستان کارتون طنزی دیدم که در آخر
اشاره به لنگیدن خر بخت مان در وقت عبور از پل صراط داشت، یادم آمد تا به اینجا زندگی
خر مراد ما یک سواری درست و حسابی که به ما نداده است، چقدر خوب است همان یکبار ما
را از پل صراط رد کند ما هم در عوض یک عمر در بهشت میزبانی اش را خواهیم کرد.
چطوره؟ شما هم موافقید؟!!!!
neydonam
پس معلومه بر خر مراد سواری
همینمون مونده توی بهشت به جای حورالعین با یه خر سرو کله بزنیم...
شایدم بهتر باشه
داداش این خر _ مراد رو دیدی افسارش رو سفت بگیر من کارش دارم
ممنون
مال شما هم گمشده؟
چه خر زیبایی عجب دمی عجب پایی
خر مراد کجاست؟!
تحت تعقیب است
سلام...پدرم یه شعر داره که همیشه میخونه ...
خرکی را به عروسی خواندند....
خر بخندید و شد از قهقه سست....
روزگاری است که خر مراد ما به همه سواری میده وازخودمون فراریه
از خریت اش است
شما به دل نگیرید
شاید یه روز ادم شد
یک خری را عروسیی بردند



لاجرم گوشت تن ز او خوردند
قصه بر دگر خران برسید
کای فلان گول آدمی نخورید
گوشت آنجا قیمت جان است
کله پا کردن من آسان است
گرچه آنجا عروسی پرپاست
لیک دانید عزای ما آنجاست
درود بر امید عزیز شعر بالا متاثراز شعر پدر خاطره ای عزیز بود
چه خوشم که روم به میهمانی خرکی
یا شوم چشم بسته آسیابانی خرکی
بار کش شوم به عصر سروری خری
به که دهندم پست بند تنبانی خرکی
حقا که دانستم توانمندیت را در این وزن و قافیه با ردیف و قافیه ی عجیب چه بسیار است
دست مریزاد که کم آوردم
استاد! شما که اهل چوب کاری نبودید


قربان کلام شکرپاره ات شوم!
خر مراد نسبتی با پرنده خوشبختی داره؟...
خر مراد همان همای سعادت است
بسته به شرایط زمان و مکان و بویژه شخص مربوطه
به چه می اتدیشم ای عزیز دلم ، لب یار


ترکی خـــورده باز این لب ِ من ، از تب یار
سرزنش نکنم، که چرا زوزگار من شده تار
دلخوشم به دلخوشی روز و خوشی شب یار
ارادتمند هماره ات امید دل
ما هم چون شما استاد!


سخن از دل ما گفتی
سلام

از بچگی دوست داشتم سواد خر بشم
اما مراد حاصل نشد
من خرم را گیر بیارم به شما هم سواری میدم
من هروقت برم خونه بابابزرگم خر سواری میکنم
پس به نیت بانو افسانه یک دور اضافه بزنید
مارا سخن زبهره حس هفتم آمد این سخن





گفتیم شاید مسبب خیر شویم که به پایان هفته نزدیکیم
درود بر امید منتظر
از دوست هرچه رسد نکوست


خدمت استاد خودم می رسم
الساعه
به گزارش خبر نگاری مهر حاکل از این گزارش هست که خر مراد در حالی خیابان فرشته و در روس دیده شده
از یابنده خواهشمند است سلام بنده رو خدمتشان برسانید و بگیوئید دلم برای سواری بر خر مراد لک زده
شاد باشید
سلام ما را هم برسانید
دست مریزاد بااین شعرزیبای خرکی !1!
قابل شما را نداشت