ای که بر گل می زنی سیلی، کمی تردید کن!
مثل هر گل نیست آن، در کار خود تجدید کن!
جای پــــرپــــر کردن گلبرگهایش،ای سفیه !
از ادب در پیش ِ او زانو بزن ، تمجید کن!
گل چه می ترسانی از خود ای سگ ِ روبه صفت
می توانی باغبانش را چنین تهــدید کن!
***
ای برادر! جهل اعرابی سر آمد پس تو هم
آسمان ِ جهل ِ خود را روشن از ناهید کن!
ای که از یکتاپرستی می زنی دم، بعد از این
با گلاب ِ احمدی تمرین ِ این توحید کن!
مصطفی این نوگل از باغ ِ بهشت آورده است
بر سرش دستی بکش، بر خود بهشت جاوید کن!
اینهمه از غصه و از رنج می نالی بس است
با توسل بیمه ی درمانی ات تمدید کن
گرمک نوشت:
دوست دارم این روزها بیشتر او را یاد کنم
و بیشتر از از او بگویم.
چون خیلی خاطرش عزیز است " بانو زهرای اطهر "
قضیه نوشت: نشسته بودم نمی دانم چرا یاد آن لحظه ای افتادم که آن پست فطرت در میان کوچه بر صورت بانوی پاک مان سیلی نواخت که قصه اش را شما خود بهتر می دانید .
اما چرا!!! شاید بر آن اعرابی جاهل و کینه توز حرجی نباشد اما بر ما چی ؟
جنگ با دین و ائمه ی دین برای چیست؟ برای جنگ با خرافات نیازی به جنگ با امامان دین نیست.
ما به یاد و ذکر آنها نیاز داریم، ما به الفت و دوستی با آنها احتیاج داریم.
بیاییم ! بیاییم آشتی کنیم با آنها اگرچه گاهی از دین سرخورده می شویم.
عذر نوشت: شرمنده ! ولی گاهی در وقت شعر نوشتن از شاخه ای به شاخه ی دیگر می پرم
دست خودم نیست انگار باید همه حرفهایم را یکجا بگویم
خیلی قشنگ بود امیدجان واقعا خوشم اومد...باریک
ممنون عزیز!
بابا و حسیـن
و زینب
زانو بغل گرفته اند،
ذکر مصیبت مےخواند
حسـن اما ...!
بی خود از زهر نگویید،
جگرِ حسـن را
صدایِ سیلی
پاره پاره کرد!
سلام التماس دعا
محتاجیم به دعا
سلام...
گاهی اشک برای ذکر این مصیبت کم است....وای از غربت مدینه..
ذکر و یادش غربتش را دو چندان می کند
واقعا لذتی که در آشتی و بخشیدن هست در هیچ چیز نمیشود یافت
ممنون از یاد آوری
قربانت داداش
درود بر امید مهر


مهم تخیله ی احساس است ایجاد آرامش خود و مخاطب
تو در هردو کامیاب بوده ای
شاد باشی و سلامت
به به ببین کی اومده
امید به قربانت رسیدنت بخیر
سفر خوش گذشت استاد! ؟
چشم دل ما را روشن کردید
اهل سنت که کلا قضیه رو تکذیب می کنن و این حرف شیعیان(سیلی زدن به فاطمه(س) ) رو توهین به علی (ع) و لکه دار شدن غیرتش میدونن.
جای مجادله نیست
همه چیز را می شود به خدا واگذار کرد