شهرتش گرچه فرهمند گرفت
پشت ِ تاریخ هنرمند گرفت
او نه با نیزه که با پای قلم
اُندلس تا به سمرقند گرفت
در هنر فعل "نکن" جای نداشت
او به "کردن" همه در بند گرفت
هر کجا بال و پرش چید زمان
بال ِ نو باز به ترفند گرفت
با هنر درد در آمیخته است
درد ظلم از همه فرزند گرفت
بی هنر خواب خوشی داشت ولی
درد این ظلم هنرمند گرفت
تا که ظلم است قلم گفته مرا
از هنرمند نخواهند گرفت
گرمک نوشت: دوستی تلویحاً تذکر دادند که هنرم (به قول ایشان طبع لطیفم) را در مسخره بازی
این و آن بکار نبرم. خلاصه اینکه
"نکن!"
اگرچه خاطرش خیلی عزیز است اما می خواست بگویم در هزل نویسی های من دردهایم از روزگار بیداد نشسته است.
گاهی در هزل های امثال من دردهای فرو خورده یک نسل است. این را هم نگوییم دق خواهیم کرد.
البته نوشت: شرمنده همه هنرمندان که امروز پا در کفش و شان آنها کرده ام و خود را به قبای بلند آنها چسبانده ام.
کارتون نوشت: عکس بالا کاریکاتور من
نیست. اشتباه نشود ایشان جناب عبید زاکانی هستند.
کردنی کــرد که دلها به فغان آورده
عارف و عالم و زاهد به امان آورده
سلام
به
داداش گلم امید عزیز دل زیبا نگارت شاد
شعر منصور عجب حال خوشی داد به ما
نکته ها داد به یک بیت دو صد یاد به ما
قربان رفیق خوش نگار و شکرشکن خودم
سایه لطفت مستدام
چه عیبی دارهـ .. خیلی م خوبه!ولی اینطوری پیش بری کتابت مجوززز نمیگیره ها!!!!!! :دی
مگه عبید زاکانی برای کتاباش مجوز گرفت
امید نوشت:


این شهر نه آن شهر امیدیست که می خواست دلم
دردا که در این شهر چـــــــه ها غائله برخاست دلم
گفتم که به صحرا ببرم رخت و کنم خانه از این بعد
اما چکنم از غـــــــــــــــــــم دوری نشود راست دلم
حقیر نوشت:
این شهر در آن فتنـــــه ی اوباش گرفته
جای سخن خوب چو پرخاش گرفته
خندیدن ما جرم شده بر سر هرکوی
مردانگی جمع سگی پاش گرفته
ارادت امید عزیز
شعراتم از راه بدر شدن
یکی نیس بیاد فیلترت کنه
مگه از در به دری بدتر هم هست؟
اصلا گل بگیرندش
مثل موش از یه جای دیگه سر در میاریم
لایک
کدام عبید؟//؟؟ همان عبیدی که دوست ماست؟؟؟
نه اون یکی
درودی دوباره به امید هماره زیباگو


هنرمندان باید ممنون تو باشند که کلک روانت به نام آنان
در این دفتر آمد
و چه نیکو هم
شهرت عالم از این کلک چنان قتد گرفت
خواجه ی ما که عبید ز تو پند گرفت
حاقظ از چشم ،چنان خواست بگوید چون تو
روزگارش قلم نفی به ترفند گرفت
که امید آمده در گود سخن فرسایی
دوره ات نیست قلم را ز تو فرزند گرفت
ما کجا شهرت استاد کجا؟
ما کجا پیر خراب آباد کجا؟
ما قلم از کف استاد گرفتیم
هر چه میگفت همان یاد گرفتیم
شب امیدم به طلوع تو سحر کرد
از تنم مهر تو هر دیو به در کرد
کودک ذهن من از شیر گرفتی
پیش چشمم دو سه تا شیر گرفتی
تا به اینجا همه را یاد تو دادی
بعد از این نیز مرا پشت و عمادی
قربانت گردم
عبید است بود

بداهه نویسی است و هزار ایراد
در چشم ما استاد از عیب بری است
ندیدیم قربانت گردم
سلام مجدد امید عزیز ...
هزل و هجو هم میتونن روشی برای نشون دادن اعتراض در ادبیات باشه . خود من نمونشو تو اشعار ایرج میرزا و عبید خوندم امــا به نظر من حتی شعرای بزرگ هم در هزلیاتشون به "شخص" اشاره نکردن ...
البته اعتراضت کاملا به جا بود و من در مقام دفاع از کسی نیستم اما به هر حال چون به هنرت ایمان دارم دلم خواست صداقت و ادب در ادبیاتت حفظ شه ...
آقا ممنون که توجه نشون دادی ... موفق باشی
میگم خاطرت عزیزه بخاطر این مرام و ادب و صداقتت است رفیق!

تذکر شما را هم اویزه گوش کردیم
اما چه می شود کرد این گوش به هیچ حرف حسابی گوشش بدهکار نیست
حق یارت
درود بر امید عزیز
چند پست آخرتون رو با هم خوندم و قضاش رو به جا آوردم
شما که قلمت اینقدر شیوا و صریحه چه غم داری که مدعی چی میگه. بزار بگه!
شب پره گر وصل آفتاب نخواهد
رونق بازار آفتاب نکاهد
ممنون
البته این دوست ما منظوری هم نداشتند بانو!
عرض شود خدمت رفیق هنرمند تیکه پراکن ما که یادت باشه این روزها هنر
گرفتن ، کردن، خوردن و ندادن است و بس
حال خود حدیث مفصل خوان از این مجمل
در ضمن پا تو کفش عبیذ نکنیا وگرنه مثل گربه دنبالت می کنه که ای کاش بخورتت
(حالا جواب ندی امان از تجربه ) این کردن نقل قول از دوستان بود
آقا حرف شما را هم اویزه گوش کردیم
اگر گوش کند
سلام
امید جان اتفاقا اولی که عکس رو دیدم گفتم عبید زاکانی و شعر موش و گربه است که دیدم نه .درد هنر و هنرمنده
چرا شرمنده داداش مگه هنرمند نیستی؟من همین جا اعلام میکنم که هستی.پس باش
هر چه میخواهد دل تنگت بکن. اِ نه چیزه بگو
دستت درد نکنه
ممنون که اجازه دادید
پس رفتیم برای فیلتر شدن
سلام.....زیبا بود مثل همیشه...البته هنرمندانه
سپاس بانو!
بازم تبریک میگم
به به!!!
از هنرمندیتان بسیار دیده و شنیده بودیم اما این یکی، خیلی حرف داشت!!!
چرا به حرف دوستانتان توجه نمی کنید!حیف نیست این طبع لطیفتان شود گناه شور دیگران!!!
میدونم حالا میگید من جواب نوشتم اما باور کن اگر اینجور ادامه بدهی ، دیگه نمی تونه واسه حس خوب دوست داشتن بسرائیی!!!
از ما گفتن از شما هم ...
نه بابا چه هنری
اینها بیشتر درددل است
عشق را جایی قرار داده ام که هیچ چیزی به فراز ان نمی رسد
خیالتان از بابت ان راحت باشد
سلام داداش
در یک کلام
خیلی مخلصیم و با خودت و پست هات کلی حال میکنیم
اگر دوستی هم تذکر داده فقط به خاطر وجود گله خودت هست و بس
دوستان هم گلند و هم تذکراتشان مثل خودشان گل است
گله مند نیستم
قربانت
بکن برادر من
بکن
تو نکنی کی بکنه؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
راستی عبید دیروز زنگ زد کلی شاکی شده بود.....
شما هم بیکار نباش اخوی!

یه کاری بکن
از من یا از شما؟
درود بسیار و دست مریزاد
تا بتوان خاطر خود شاد دار
نیست بدین یک دو نفس اعتماد
خاک همانست که بر باد داد
تخت سلیمان و سریر قباد
چرخ همانست که برخاک ریخت
خون سیاوش و سر کیقباد
انده دنیا بگذار ای عبید
تا بتوان زیست یکی لحظه شاد
سلام استاد!
چشم به راه وجود مبارک بودیم
دست مریزاد
با دست پر امده اید
سپاس