به تماشای تو این عمر کم است
تو نباشی همه ی عمر غم است
به تو افراشته ام قامت عشق
تو نگیری سر این عشق خم است
به هوای لب تو ابر شدم
دلم از بوسه ی خیس تو نم است
مگر این چشم تو آرام کند
دل و جانی که از این خلق رم است
به تو معنا شود این هستی من
بی تو هر بودن من در عدم است
خوشم ای دوست که چون میگذری
به تماشای تو سر در قدم است
گرمک نوشت: چقدر این روزها گرفتارم .
لعنت به هر چی جلسه و میزگرد و چایی و بیسکویت و آدمهای فیگور گرفته و ادا و اصولش.
تبریک نوشت: ظاهرا تولد ده سالگی بلاگ اسکای است. به رسم معرفت و استفاده از خدمات این بلاگر بر خود می دانم تشکر ویژه خود را با گله گذاری از آنها داشته باشم.
انشاله موفق و موید باشند.
عکس نوشت: عکس بالا را چند روز پیش از گنجشکی که پشت پنجره اتاق کارم نشسته بود گرفتم.
هر روز میزبان کلی از این دست گنجشکها هستم.
این عکسه کار خودته واقعا؟!
همین گرفتاریاست که بهونه میشه واسه دور بودن از همدیگه
کار خودم نیست
کار دوربینمه
بابا اتاااااق کار!!!!!!!!!!
از این کارا واس ما ندارین؟؟؟؟
چون میدونم ظرف یک هفته فراری میشی خیر
جدی این عکسو خودتون گرفتین؟
خیـــــــــــــــــــلی قشنگه...
قشنگی کار بخاطر دوربین اش است نه من
تو خبر کن مطمئن باش من فرار نمی کنم................
آواز دهل از دور شنیدن خوش است
من خودمم فراری ام
دوربین خوبی دارین!
خوب جلاسات همشون همیجورین!
از بالا بالاییی ها به پایین ...
از بچه ه ای بالا به پایین ...هه هه
همش الکیه
فقط کلاس داره
آره امید جون! تولدشه! کلی هم قپی اومده که میخواییم ورد پرس و بلاگر رو بزاریم تو جیبمون! یه امکان بک آپ گرفتن از مطالب وبلاگو نمی خوان اضافه کنن هی میگن ما از ورد پرس هم میزنیم بالا!

از قدیم گفتن میمون هرچی زشت تر اداش بیشتر
اره احسان جون
امید فرمایش:


خوشا مرغی که پروازش بلند است
خوشا عشقی که بر بالش کمند است
خوشا چشمی که از وقتی گشودند
میان ِ دیده یاری دل پسند است
حقیر نوشت:
خوشا آن دل ، چراغش منظر تست
خوشا آن خوش نشینی در بر تست
به چادر می شود کاخی بنا کرد
چرا؟ چون عشق او هم یاور تست
امیدم شادخواری، سربلندی است
برای تو ،و آنکه همسر تست
(کوروش)
عکاسی ات هم احسنت دارد
و امید که امید ما به چشمش همیشه آرام باشد
استاد! پاسخ های شکرشکن شما همیشه مرا به وجد می آورد
سایه مهرت مستدام
به امید روزهای ارام و آزاد
از کار نگید که دلم پره و ممکنه بزنم زیر گریه
دریغ از یک روز بی دردسر
میترسم آخرش عمر ما پشت همین میزها و در همین جلسه ها تموم شه.
در ضمن عکاس ماهری هستین
خدا را شکر یکی درد مرا ملتفت شد
مرسی بانو!
یه سری از اینها شانه به سر هستن و من واقعا عاشق صداشون هستم چون همیشه جنگلهای شمال رو یاد من میندازن
شاد باشی
زیاد از شمال خاطر خوشی ندارم
ولی از پرنده ها تا دلت بخواد
دلشاد باشید
ای ول کیفیت!!!!!!!!!باغ وحش کار می کنی؟؟؟؟
خوشا باغ وحش
چه عکس قشنگی

گرفتاری برای کار چندان هم بد نیست چون گاهی باعث میشه افکار آدم از خیلی از مشکلات و غصه های زندگی دور بشه
امیدوارم همیشه گرفتار اتفاقات خیلی خوب باشید
مرسی بانو!
مثل همیشه آرزوی امید خوشبختی شماست
ای خدا اینقدر کار میکنیم تا آخرش جر بخوریم
ما چاکریم گر چه دیر دیر سر میزنیم
قربانت
ما مخلصیم اخوی!