روی قلبم بنویسید " فقط مال خداست "
زیر آن خط بکشید یعنی که از غیر جداست
بخدا ! غیر خدا هیچ کسی خانه نبود
هر دری را که زدم گفت که این خانه ی ماست
پیش چشمان دلم در همه جا ، در همه وقت
آنچنان بود که دل هیچ نپرسید کجاست
با خدا خانه ی دل خلوت و خالی نشود
هر طرف گوشه ی آن بزم خوش عشق بپاست
زنده آن دل که خدا بست در آن خانه نشست
در کف صاحب آن یاد خدا جام دعاست
گرمک نوشت: خدا را شکر هنوز در خانه ی دل حجره ای برای خدا گذاشته ام. گاهی خیلی تنگ حضورش می شوم.
:: میگویند وقتی کسی درختی را می برد او
را نفرین میکند. از پریروز که برای باغ آشنایی بجهت کمک کردن چند درخت را قطع کرده
ام مچ دستهایم از کار افتاده است. گمانم نفرینه کار خودش را کرده است. یادم باشه
دفعه بعد که میخواستم به آن باغ بروم با یک جعبه شیرینی بجهت عذرخواهی بروم.
:: آرامش طبیعت بعد از یک سیزده شلوغ و ناجوانمردانه قابل درک است. اینطور نیست؟
سلام بر امید گرامی
ممنون از شعر زیبایی که سرودید .
جام شعرتان لبریزتر
بهارتان جاوید.
وجود نازنین تان هماره سلامت و تندرست
زیبایی کلام شما بود که مرا به وجد اورد
قربانت
از نظر بالا شنیدم شعر کار خودتون بوده........
خیلی زیبا بود خیلی.......
منم گاهی خیلی تنگه دلم برای حضورش..
.
.
.
بی چاره طبیعت...... دیروز با خودم گفتم این پرنده ها هم واقعا هنگ می کنن روز ۱۳ هااااااا...........
انواع موسیقی ها رو گوش دادن.... از شاد گرفته تا غمگین....
هرچه طبیعت طبیعی با ما رفتار میکند ما غیر طبیعی با او رفتار می کنیم
درکش نمی کنیم
شما لطف دارید بانو!
درود بر داداشه گلم
اگر میخوای اون درخت ها قهر نکنن سعی کن به جای شیرینی یه نهال کوچیک به یاد اونها بکاری حالا تو هر جای این باغ جدید
آرامش طبیعت بعد از سیزده هم واقعا قابل درکه ایکاش ما هم میتونستیم بعد از طوفان های زندگی شاهد وزیدن اون نسیم قشنگه باشیم
آمین
پیشنهاد خوبیه
چون شهرستان است امروز تماس میگیرم اینکار را بجای من انجام بدن
مرسی یک دنیا عزیز!
سلام داداش ، خوبی ؟
داداش اجازه هست شعرتون رو کپی کنم ؟ البته منبع رو حتما ذکر میکنم
درود ابجی!
اینجا همه اش متعلق به شماست
شما لطف دارید که شعر بنده قابل کپی کردن می دانید
نقل و نباتم براشون ببر!
میوه هاش مثل قند و نباته
زیره به کرمان می شه احسان جون!
دستتون کارهای خوب هم زیاد کرده آقا امید
در ضمن طبیعت بخشنده است به دل نمیگیره!
خدا کنه
ممنون
اگه دل همه آدما میشد خونه خدا

اونوقت دیگه دنیای دنیای نبود میشد بهشت
به خدا سفارش من رو هم میکنید...!؟
بنده که چشمم به سفارش نامه شماست تا ببرم و راهم بده به خونه اش
درود بر شما
البته از نفرین درخت گریزی نیست
اما ابزاری به بازار آمده است بسیار سبک و کوچک و کارآمد و ارزان
که برای بریدن درختان بسیار مناسب است یعنی هم دست برنده
را آسیب نمی رساند و هم درخت زجر کمتری خواهد کشید .
به آن می گویند "ازه سامورایی" اگر نوع اصلش را داشته باشید
نفرین جنگلی را خواهید خرید به سادگی بریدن قطعه ای پنیر !
قربانت گردم دستی دستی میخاین منو قطع نخاع کنید؟
قرمه سبزی خون مون که تموم میشه میایم اینجا!
نگو امروز مناجات سِرو می شده این سرا
شما که خودتون یه پا خواجه این! دیگه من چی یادتون بدم
فوت کوزه گری اش را بلد نیستم
اونو یادم بده
عالی بود...
متشکر
شعترتون حرف نداشت !
در مورد 13 هم باید بگم بنده حقیر خدا که کاری به کار طبیعت و دار و درخت نداشتم کهـــ! تازه طفلکا بعد از رفتن من از کنارشون گله میکردند بس که من هواشونو داشتم ... بهله
خدا حفظت کنه برای طبیعت
از ما که خیری به انها نرسید
سلام
شعر زیبایی است
کاش تمام وجودمان پرازاو (خدا) و تهی از غیر او بود
سلام بانو!
ممنون
کاش همه او بودیم
بسکه ریش است دلم جای نوشتاری نیست



این ورق پاره شده ، با قلمش کاری نیست
دل ِ امیــــــــد شده ، وصف گر چشم نگار
شاد بادا که به جز یار که غمخواری نیست
(کوروش)
همیشه شاد باشی و دلت بی تکیه گاه مباد
سپاس بیکران از استاد مهر پرور خودم
قربان! دلتنگی هایتان قابل درک است
اما وجود و حضورتان در کنار ما مایه دلگرمی است
پس دریغ نفرمایید
زیبا بود بخصوص گرمک نوشت پایانی
مرسی
شما لطف دارید