خدایا:
وقتی از حال دلم بی خبرم یادم کن
وقتی از کوچه ی غم می گذرم یادم کن
چشم دل خسته شد از ظلمت این راه دراز
وقتی از راست به چپ ره سپرم یادم کن
از سرم رفته کی ام، مایه ی شرمندگی ام
وقتی دیدی که ترا دردسرم یادم کن
پیش خورشید تو هر روز چراغست به دست
وقتی در چاه ِ درون کور و کرم یادم کن
آنهمه پند و سخن گفتی و آدم نشدم
وقتی من کمتر از یک باربرم یادم کن
گرمک نوشت: مدتها بود از خدا بی خبر بودم.
نه حالی و احوالی می پرسیدم و نه یادی
بگذریم از اینکه نماز هم حرکاتی نمایشی بیش نبود
دلم برایش تنگ شده بود
گفتم برای آشتی کردن زمینه سازی کنم.
همین!
باربر نوشت: شاید همان دراز گوش باشد.
سلام امید عزیزم

دلم بسیار هوایت را کرده بود ... باورکن . مثل برادرم و حتی بیشتر از آن ... چیزی که موجب کم سعادتی بود جز خجالت و اسبابکشی های مکرر نبود.
به داشتن برادری چون تو افتخار می کنم ...
خدا برایم نگهت دارد که پشت و پناهم هستی .
سلامت و سعادتمند باشی اخوی .
درود بر صهبانای عزیز
افتخاری برای این برادر حقیرت
نور چشم دل مایی
خجالت برای چه
یاد خوبان نرود از دل و از خاطر ما قربانت!
خیلی خوشم اومد از وبلاگت خیلی قشنگه...
واقعا" کاش منم یه قدمی میذاشتم و با خدا صمیمی تر میشدم آخه قهر که نیستم...
اینقد خوشم اومد از مطلبات که لینکت می کنم....
ممنون
همچین مالی هم نیست
بنده نیز لینکتان کردم
دوست خوب سلام
بر سر سجاده ی مهر یادم کن بسیار چشم انتظار دعای خیرتان هستم.....
چشم بانو! اگر دعای ما در نظر یاد
مواظب خود باشید
سلام گله من
تو همون گرمک خوشمزه خدایی منتها یادت رفته بود
من که هر وقت بهت سر میزنم انگاری تو چله تابستون نشستم یه جای با صفا و گرمک میزنم تو رگ و ریشه
داداش ما رو هم دعا کن
دعا کن حال و روز هممون عوض بشه
داداش شما دیگه چرا چوب کاری می کنید گرمک را
عزیز! شما خود تاج سرید
محتاجیم به دعا
سلام امید جان، ببخشید که ی مدت پیشت نبودم!
به نظرم پستت به جا بود، اینکه خیلیارو یاد خدا بندازی قطعا ثواب داره;) ایشالا که این شیطونه گولمون نزنه و مارو از یاد خدا غافل نکنه;)
خوش باشی رفیق!
سربازی هم زود تموم میشه غصه نخور
هرچی خیر است در پیش است
ایول داره داداش....خوب حال میکنی با خدا
ولی اگه اون نمازم نباشه که ما چیزی برای گفتن نداریم
هر وقت از این حالا بهتون دست داد آبجی کوچیکتونو فراموش نکنید
دارم اشتی می کنم
اگر راه بدهد
مرسی
سلام امید جان!
من هم مدتی است به آن حالتی که نوشتی دچارم . زندگی خود و خدای خود و حتی خود خودم را گم کرده ام . اگر سیمت به عالم بالا وصل شد ، بگو بیایند خط ارتباطی ما را هم درست کنند !
با یک شعر جدید به روزم .
اگر دستی بر دامن کبریایی اش رسید چشم!
خدمت می رسم
ممنـــــــــــــون که لینکم کردی و ممنون که سر میزنی...
خواهش می کنم
وظیفه است
سلام. مطلب فوق العاده قشنگی است
خوشحال میشم اگه با همدیگع رابطه وبلاگی داشته باشیم.من با آدم برفی به روزم و منتظر حضور گرم شما!
مرسی
خدمت می رسم
چقدر قشنگه آشتی کردن با خدایی که داریم روز به روز ازش دور تر میشیم
راستی من نماز خوندن رو دوست دارم
همین حرکات نمایشی هم باعث میشن خیلی از بیراهه ها رو توشون قدم نذاریم
حق با شماست
نماز را نمی شود از منظر نمایش نگاه کرد
به نظر حقیر نیز چیزی فراتر از ان است
احسنت...........احسنت..............تبارک الله!
و دیگه
درود بر امید عزیز
حالا اگه آشتی کردین
سفارش من تهران نشین را هم به اون بالایی ها بکنین
خدا از برادری کمتون نکنه
شایدم لازم شد شما دست ما را بگیرید
هنوز ریشه در خاک دارم و دل در خاکیان
من که بهت گفتم سربازی نمیرم;)
نشنیدم رفیق! شرمنده!
پس برنامه چیه؟
واقعا شعر محشر و قشنگی بود
ممنون
خدا را از یاد بردن وفراموش کردن باعث بی معنایی زندگی میشه .
شعر فوق العاده زیبست تبریک به خاطر این احساس رقیق وشاعرانه شما دوست عزیز
ممنون بانو!