یادم میاد وقتی مجرد بودم همیشه ساعت مچی به دستم می بستم
وقتی ازدواج کردم ساعتی را که خانمم بهم داده بود می بستم
خدا خدا میکردم تا خراب شود و عاقبت خراب شد.
هرچی خانمم اصرار کرد درستش کنم پشت گوش انداختم
برای کارم دلیل داشتم. دلیلش هم در این دو بیت زیر گفته ام.
عاشــــق که شدم ساعتم از دست گشودم
دادم بــــه زمان عمــــر و خودم عشق نمودم
چون عشق و زمان هر دو به یک خانه نگنجند
هــــــر وقــت زمان در زده مـــــن خانه نبـودم
گرمک نوشت: جهت تنویر افکار عمومی اعلام میکنم، بابا! خانه
نبودیم نه اینکه بودیم و در را باز نکردیم.با عشق رفته بودیم بگردیم
امید نوشت: اهل خاطره نویسی نیستم. گاهی چیزی به ذهنم می رسد حیفم می آید نگویم.
سلام
راستش من ساعت رو یه لحظه هم نمیتونم از خودم دور کنم.....
خاطرات شما همیشه زیبا و خواندی است.....
عشقتان پایند ه باد
من دور کردم هیچ اتفاقی نیفتد
لحظه های عمر را هم نمی شمارم
میگن وقتی چیزی را زیاد بشمری کم میاد
آمدیم
تشریف نداشتید
رفتیم
دوباره بر میگردیم
خاطر جمع
اگر صبخانه هم بدید که دم در تشک میندازیم
خانه خودتان است
قدم تان بر چشم
rasti gofti zaman bimanie ba eshq...
همینطوره
ممنون که مارا از خواندن خاطرات زیبایتان محروم نمی گردانید
سپاس از شعر زیبا و بیان دلیل زیباتر
قربان شما
من تنها چیزی که هیچ وقت یادم نمیره ساعتمه!

از زمانی که ساعت یاد گرفتم تا به الان
البته دیگه موبایل جای همه چیرو گرفته... حتی ساعت...
خاطره ی جالبی بود.. پاینده باشید
آره از وقتی موبایلی شدیم همراه دیگه لازم نداریم
چون جای هر همراهی را داره متاسفانه پر می کند
زنده باشید
کاش میشد انتظار آستان




دست میداد در نیمه جهان
آنقدر می ماندیم در انتظار
تا بتابد بهرمان خورشیدتان
شب که مبشد ماه میامد پدید
روز هم خوشید اند آسمان
الغرض ما را سمج می خواندند
میشیدیم ما در گینس هم جاودان
درود ها بر تو امید و شوق
شما که جاودانید در قلب دوستان
گینس کیلویی چند استاد!
قربانت
کلامت شکر ، خودت شکرریز
درود
چقدر جالب

الحق که من توی این زمینه کاملا بی تجربه ام
من اگه ساعت مچیم دستم نباشه اصلا از خونه نمیرم بیرون
از عادتت است
راستی گاهی خاطره نوشتن هم خوبه
آدم رو به گذشته ها میبره
عشقتون مستدام [
مرسی
رو به گذشته رو دوست ندارم
برای همین زیاد با خاطره نویسی سر و کاری ندارم
باید اعتراف کنم هنوز روی مچم ساعت می بندم

خودم هم خریدمش......
چند خریدی؟
سلام امید جان...خوبه اینجا هنوز حال و هوای عاشقانه داره...نوشته هات آدمو به عشق امیدوار میکنه...
ممنون
عاشق که باشید هوا هم برایتان بوی عشق می دهد
لطف کردید
سلام
منم بعد از ازدواج فقط مهمونی ها ساعت دستم میکنم
یادم باشه این ابیات و هم حفظ کنم
بروزم
پس تو ها عاشقی
مبروک
اگه عشق منم دلیلش رو در قالب شعر میگفت که منم خااااام میشدم
نه گمونم
خدا خدا میکردی ساعتی که خانمت بهت داده خراب شه ساعت خودتو ببندی دستت؟:)
تفریحات خوش گذشت؟
تقریبا
جای شما خالی
مرسی
حتما