آنکه از دل برود ، مرده تر از خاطره ایست
دیدنش دل نبرد ، گرچه به جـِدّ ساحره ایست
با من از عکس رخش قصه مگو ، کر شده ام
این نمایش عبث و بازی ِ تو دایره ایست
این عروسک که تو آوردی از آن پشت مرا
من نه داماد شوم باز نه او باکره ایست
بخت این حوری ِ مکروه نه در خانه ی ماست
بخت او جای دگر مثل یکی قاهره ایست
ازدلم دست بکش ، سرخ تر از سیلی توست
هرچه دارم به دلم ، درد و غم و خاطره ایست
گرمک نوشت: باز نمایش و باز بازی با احساس جر خورده ی خاطره هایمان.
مقوا نوشت: لابد شما هم نمایش حضور تاریخی امام را البته بصورت تمثال کاغذی در سیما دیده اید. خب فقط می خواستم بگم شعر فوق هیچ ربطی به آن ندارد.
خیلی این حرکتشون مسخره بود، همه چیو به شوخی و مسخره میگیرن این نفهما!
منظورت همون سفیه نه؟!
ای بابا، اولم که شدم، بزن اون دست قشنگه رو
خودت قشنگی بی خیال دست
حالا که تا اینجا اومدم بزار سومم بشم دیگه حالشو ببریم
بازم اولم
مرام ما اجازه نمی دهد دوستان را دست دوم و سوم کنیم
آفرین
آفرین
آفرین
آفرین به شما
امید تو یه نابغه ای
عجیب این بی ربطی و شعر و عکس به دلم نشست
دلت شاد باشه همیشه و توی این بی حوصلگی ها ما راهم شاد
کنی . درود بسیار
نابغه ام کجا بود
حرّافی که نابغه نمی خواد
دلشاد باشید
باورم نمیشه!!!

ببینید کارمون به کجا رسیده که یه نماد ِ...
موفق باشید
کار از کار گذشته
کجاش رو دیدی؟!
این هم از کامنت من:
( سکوت... )
کمی بلند تر اخوی!
واقعا خیلی تاسف برانگیزه من که تو نت دیدم قاطی کردم
چیزی که به عقل جن هم نمیرسه برای اونا عین هنر است
وا
واسه چی
سلام باز طعنه باز ......چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
طعنه نیست
آفتاب روز است
سلام
من که کلا تلویزیون نگاه نمی کنم . ولی وقتی همین عکس فسقلی رو که زده بودین دیدم ، عقم گرفت ! واقعا که اینها عجب سلایقی دارند !!
شعر زیبایی بود . ضمنا به روزم .
منم سعی می کنم نبینم
ولی گاهی زورکی به چشممان تهاجم فرهنگی میشه
ضمنا عبث درسته !
دم و هر باز دمم از نفس خاطره است



هرکسی نیست ،یکی نادره است
دل شده مرکز ثقلم چه کنم عقل که رفت
او نه نقطه که مساحت که خود دایره است
ای امیدا که تو را سحر نمود است بدان
این بالایا همه از شعبده ی ساحره است
آنکه گفته است زن فاحشه را بر من و ما
دختر پاک نیت راستی او یاکره است
ماه را جهل نمودند که او خفته در آن
بوالعجب هرچه رسد از ید آن قاهره است
بگذریم امید عزیز. امید که دل برفی ات فرخنده باد
او به انصاف
قربان کلامت عزیز!
همیشه سنگین و رنگین می گویی لب کلام را
سرت سلامت
دلت شاد
واقعا نمیدونم چی باید در این مورد بگم
بیشتر از سی ساله که دارن با مردم بازی میکنن
نمیدونم واقعا
مردم ما همیشه عادت دارن یه بت بسازن و ازش الکی تعریف کنن و پرستشش کنن
نمیدونم چی بگم
حالم بد میشه ازینجور اتفاقات
بت رو خوب اومدی
گاهی یک بت شکن هم بت می شود
درود
و هزاران درود بر امید عزیز که داره همینجور تمام جوایز اسکار ادبی رو از شخص خود بنده دریافت میکنه
کلا به اجناس مقوایی اعتباری نیست چون احتمال خیس شدن و مچاله شدن و مخصوصا جر خوردن در اونها زیاده به ویژه که مقواش چینی هم باشه
البته برای نمایش عروسکی خوبه چون کم هزینه است و بعدش میشه راحت بندازیش دور یا بدی به بازیافتی ها جاش وایتکس بگیری برای پاک کردن لکه های رنگ و ننگ
البته نظر من هیچ ربطی به هیچ مراسمی نداره و اصولا به هیچی ربط نداره!
کدوم جایزه ؟
کدوم ادبیات
زیاده گویی هایی از سر درد است
البته که بی ربط بود
بخصوص مبحث مقوایش
salam duste khubam.merc az hozure garmet bazam sar bzan..webe zibaei dari lezat bordam
ممنون
منتظریم که فرشته در آید
تا علف زیر پایت سبز شود
منظورم اون حرکتشون بود، اصلا منظورم به شخصی که دوست داری سفیه بدونیش نبود امید خان!!!
مقداد جون پس پیچیده حرفت رو نزن
امید راست و مستقیم درک مفاهیم میکند
قربان داداش خودم
دیگه ازین واضح تر؟؟
بابا مقداد جون کوتا بیا
من که چیزی نگفتم امید جان
نظر خودمو گفتم
قربان نظرت برم
بی خیال شو
درود بر شما ، امیدوارم خوش باشی و سلامت ، ... من از این کلمه " امام" حالم به هم میخوره! کدوم امام ؟! میگن فقر از یه در وارد بشه ایمان از در دیگه خارج میشه ! این اتفاقی بود که در کشور ما حادث شد در ضمن من در مورد کسی که در لحظه ورود به کشورش هیچ احساسی نداشته (به گفته خودش) فقط میتونم بگم براش و برای طرفدارای نادونش متاسفم! ... بعد از مدتها دوری از گرمک عزیز ! باز دارم تند میرم! آخه این روزای دهه بقول اینا فجر!!! بسیار برا من و امثال من روزهای سیاهیه ! بقول شاعر : کله پز برخاست سگ جایش نشست!..... سرت سبز ، دلت سپید ، زبونت سرخ، ... مثل پرچم ایران .... زنده باشی ............... یه دوست آتیشی
سلام رفیق قدیمی
اگر این اتش شما در دل همه بیگرد چه شود
قربانت