کار دل پیش ِ تـــو گیرست هنوز
مثل چشمم که اسیرست هنوز
ثروت ِ عمـر توئی هستی ِ من!
بی تو قــــــارون فقیرست هنوز
آنقدر دل به تو دادم که خــــــدا
با دلم کــــــارد و پنیرست هنوز
گرمک نوشت: اغراق نیست اگر بگویم خدا را نمی شناسم آنقدر که دلم را شناخته ام.
این کفر را پایانی نیست. همانطور که عشق را پایانی نیست.
پایانی نیست...

امیدوارم پایان نداشته باشه
موفق باشید
چی آبجی؟!
کفر یا عشق؟!!!
سلام
مرسی از حضورت
مثل زمینه ی اینجا سبز بود
عمرتان سبز و جاودانی
اسفند بریزد که این عشق زیبا ....پایدار باشد و از چشم بد دور بماند
ان یکاد یادتون نره!
ممنون
سلام بر امید خان....بهترید الحمد الله
؟
خدا شکر
خوبم
ممنون
بابا خوشبحال طرف که اینقدر هنوز عاشقشی
جدا بهت تبریک میگم و بیشتر از همه به عشقتون که یه همچین آقایی گیرش اومده
حالا کجاش رو دیدی داداش
بسیار زیبا بود امید عزیز.
خدا شما وعشقتون را برای هم نگه داره .
حتما به وجود همچین مردی افتخار میکند
بنده بیشتر به این عشق مفتخرم
درود بانو!
پس چه خوب که اینهمه ثروتمندید ...
امیدوارم تا همیشه ثروتمند بمونید
انشاله
همینطور شما
راستی این گرمکهای کنار لینکهاتون چقدر قشنگن ...
قابل شما را ندارند
بدفصلند ولی
سلام
کار دل پیش تو گیر است هنوز :(
قشنگ بود
ممنون
سلام داداشی گل


خوبید..خوشید؟؟؟؟؟؟؟؟دلمان برای گرمکاتون تنگیده
انشاالله همیشه پایدار و موفق باشید
گرفتارم
وبلاگداری وقت می طلبد
درود مخصوص
چند روزی است ناهار بنده
لقمه ای بخور و نمیر است هنوز
گشته صافی همهی وبلاگم
کار من باز که گیر است هنوز
نیست باکی ز همه اوباشان
دل وامانده دلیر است هنوز
سلام
باز هم صافی شدم . منتظرم با یک مطلب جدید .
لابد ناصافی رفیق!
انگار این شترهای صافی علاقه خاصی به وبلاگ شما دارند
سلام امید جان.خوبید؟خیلی وقت بود فرصت نکرده بودم گرمک نوش جان کنم.دوره عاشقی تان مدام باد...
خیلی زیبا بود
مرسی
لطف دارید