با دلنوشته های استاد کوروش از آنسو که از دل و از سر درد می نویسد همیشه همراهم.
شعر زیر را در پاسخ پست ارمغان فصل آن عزیز نوشته ام .
غم مخور دوست! که اینجا همه مان رهگذریم
کاسه
دادند به ما تا غم دل خانه بریم
برف ِ عمرست که تا ریشه دل آب دهد
ورنه
از خاک عطش تا لب شط در سفریم
قاصدک می رود و باغ هم اندر پی آن
ما
چرا از غم یک دانه درخت خون جگریم ؟
کوله باری که به پشت است مَنِه روی زمین!
روزگاریست
که مدیون تن و این کمریم
جای ما نیست گلیمی که نمورست به زیر
جای
ما خشکی خاکست اگر تشنه تریم
فصل ما پنجمی و فصل زلال ازل است
منتظر
باش که این بقچه به آنجا ببریم
دیگ نوشت: شنیده بودیم که دیگ به دیگ می گوید رویت سیاه
اما محمد نوری زاد و رو سیاهی ؟!!! بوالعجب است!
کوله بارم اگر چه سنگین است ولی خوب
آذوقه هر چند ناچیز دارد که به درد خواهد خورد ...کارت اعتباری هم دارم
و کمی پول شاید در میان راه خدا فرجه ای داد تا خرید کنیم!!!!
===============
ببخشید
نمیدونمچرا اینو نوشتم
گرچه شعرو کامل خوندم....
دیپرس نوشت
همان کارت اعتباری کافیست
درود بر شما
اوایلش حرفاش برام مهم بود ولی از وقتی فهمیدم که یه جورائی به اسرائیل وابسته هست دیگه از چشمم افتاد
اصولا کسانی که یه جورائی به اسرائیل وابستگی دارن نمیشه به حرفاشون اعتماد کرد
چون تاریخ بارها ثابت کرده که به این تیپ آدمها نمیشه اعتماد کرد نه به خودشون و نه به صداقتشون
عزیز! محمد نوری زاد را می گم نه نوری زاده
سلام مرسی
خیلی گلی امید جان
نه به قدر گلستان شما
رسوا تر از اون ندیده ام
معلوم است شما هم فرق محمد نوری زاد را با علیرضا نوری زاده نمی دانید
ای وای
اینجانب بسی به دکلمه اشعار علاقه مندم..شعر شما را میپسندم بسیار
پس بر شما بسیار درود
سلام
مقابله کردنهایتان ستودنی است....اما کلام استاد کورش چیز دیگر است و تاثیر کلامشان اعجاز برانگیز...
اون که صد البته
بالاخره استادی گفتند شامربعی گفتند
داداش من رو ببخش
یه چیز دیگه میبینم یه چیز دیگه میخونم این روزا یه کم اوضاعم به هم ریخته هست
تمرکز ندارم
اوضاع این حقیر بدتر است اخوی!
خدا به تشویش روحی مان رحم کند
اگرچه می بایست سکوت می کردم در برابر این زیبا سرود دل


اما اینجا که نه اما به رسم مالوف در کلبه ی حقیرانه ام چنین معروض شدم
گر نباشد که مرا رهگذر باد،کنون
قصه ی دق بشوم دل همه خون
عاشقم بر همه عمری که گذشت
به سرعشق قسم،حاصل آن بود جنون
دوست دارت
ما بیشتر

سلام امید
زیبا
جواب دندان شکنی بود
بنده غلط بکنم همچین جسارتی کنم به ایشان
درود
واقعا خوش به حالتون
خیلی دوس داشتم منم میتونستم شعر بگم
قشنگ بود
ولی از دیگ نوشت سر در نیاوردم
شما هم هنری دارید که صد البته از بنده بهتر و برازنده تر است
درود بر شما
اما دیگ.
بعضی می خواهند روسفیدان را سیاه کنند بدا بحالشان که خود روسیاهند
به دلیل عجله در خواندن بود بر من سراپا تقصیر ببخش
جسارتی بزرگ کردم خدمت محضرشان
شرمنده ام شرمنده
خواهش می کنم
شرمنده دشمن رو سیاهتان
یادت باشه رفیق
آن خطاط سه گونه خط نوشتی!!!
خودتی هر کدوم که می دونی!!
اما من می گم خط سومی!!
ملتفت نشدم عزیز!
واضح تر بگو