دیروز دوست بزرگوار و استاد عزیزم کوروش در وب شان پستی کوتاه داشتند زیبا و محرک. منم که خوراکم هیجان و شور از نوع عاشقانه است.
خلاصه اینکه حالی بر دلم رفت که نتیجه اش این چند دو بیتی است که در ذیل است.
اگر وزن و قافیه ها دلچسب نبود به شیدایی گرمک عفو بفرمایید.
" عاشقم به طعم گیلاس لبی، که به شراب عشق معطر باشد . " کوروش عزیز
شراب لعل لبت سرخ و شیرین است
بیا
که بخت دلم مرغ شاهین است
به بوسه ای قدحی پر کن از عیش
که
عمر کوته و گورم به زیرین است امید
***
مِی خورم تا هوس لب نکنم
می
گدازم که مگر تب نکنم
با من ِ واله چه کردی صنما!
تا
تو هستی طمع ِ رب نکنم امید
***
ای شراب لب تو برده ز سر هوش و حواس
بس
که خوردم لب تو مست شدم خانه کجاست؟
توبه کردم که به لب، لب نزنم ، باز نشد
می
کشم دست ولی باز نگاه تو به ماست امید
***
پیش چشمان تو و بر لب جو
می شود مست نباشم تو بگو ؟!!!
این همه سرخوشی از جام لبت
می شود دست کشید از تو سبو ؟!!! امید
***
سرخی ِ جام ِ لبت بر می ِ نابست دلیل
پس چرا سهم لب و جام دل ِ ماست قلیل ؟
کاسه ی جام لبت را ز کرم پیش بیار
تا بنوشم قدری، نعره زنم مست چو پیل امید
زیباست
زیبا می بینید
ممنون
سلااااااااااااااام

به امید عزیز و زیبا دل
میگین یه وقت قسمت میشه نخونده مهمون بشی
همینجاست
به به چه زیبا
تا تو باشی طمع رب نکنم
منصور عزیز
اشعار بنده زیره به کرمان شماست
شرمنده نفرمایید
صاحب خانه اید شما
امید جان از هول حلیم افتادم ته دیگ
تا تو هستی طمع رب نکنم
قربانت عزیز
خدا بقدر کافی خدا هست
غلو ما به خدایی اش گزندی نمی زند
درود بسیار
با خواندن این اشعار زیبا متحول شدم و بداهه ابیاتی امد
دل من بسته به آن نرگس و آلبــــالو شد
شایدم کشته ی آن گونه چو خرمالو شد
از ادب گر چه برون است ولی می گویم
( ببخشید خجالتم شد این مصرع را بنگارم )
دل زیبای شما دوست عزیز و گرامی مدام شاد بادا
ممنون
کاش می فرمودید ادامه شعر زیبایتان را عزیز!
اجازه بفرمایید تا بنده ادامه دهم:
دل من بسته به آن نرگس و آلبــــالو شد
شایدم کشته ی آن گونه چو خرمالو شد
مانده ام من ز کجای تو بگویم، همه خوبی!
گرمک از نقش ِ بدیل تو چنین هالو شد
چه زیبا گفتی امید جان

از غلو ما به خداییش گزندی نمی رسد
با بیتی بداهه با اجازه شما
آن کریمی که غفورست و ندیم شب تار
هم رحیمست و عزیزست همی او ستار
دل زیبایت شاد بادا
قربان خدایی که هر چه ما از او می گریزیم او به دنبال ما میگردد و بر غیبتهای ما نمره حضور می نهد
اجازه بفرمایید تا بنده نیز کلامی بر شکر شما اضافه کنم
آن خدایی که به سر سایه ی رحمت زده است
در دل غافل ِ ما راه ِ محبت زده است
گفته " ای بنده ی غافل به در ِ خانه بیا"
بر در خانه ی او عفو به غیبت زده است
بر درود بر شما
اما راجع به ادامه ی

دل من بسته به ان نرگس و البالو شد
اولا ما مخلصیم امید جان
ثانیا اجازه بده مصرع اخرش در ذهنم باقی بماند
قربانت
هر جور صلاح بدانید دوست من!
از کلام شما شکر می ریزد
ناگفته پیداست گوهری را در گنجه دل پنهان کرده اید
باز ممنون و بسیار سپاسگزار
سلام
آفرین به طبع بلند شعرتان که با جمله ی کوتاهی چون:
عاشقم به طعم گیلاس لبی، که به شراب عشق معطر باشد
دیوانی شعر سرودید.
اگر جناب کوروش چند بیت می گفتند شما دیوان گرمکستان وامیدستان 10راهم تمام کرده بودید
زیبا بود
با این همه هندوانه در زیر بغل گرمک چگونه سر کند امید گرمکی

بانو! اسیر هیجانات ناشی از کلام عاشقانه ام
دست خودم نیست
درود بسیار
چه جگری چه کشکی!
دوست من نام وبلاگت را اشتباه نوشته ای
اگر اصلاح بفرمایی خدمت خواهم رسید
وای چه زیبا سروده اید من که حظ کردم .
آفرین براین طبع بلند عاشقانه تان .
معلومه هر جا که سخنی از عشق باشد طبع شما به غلیان میافتد ومیجوشد ومیشود انچه باید شود .
باز هممیگم زیباست زیباست به امید دین اشعار زیبا تر شما
شرمنده نکنید بانو!
بنده اسیر عشقم و کلامم زندانبان عشق
پاینده باشید
ببخشید از بس زیبا بود یادم رفت سلام کنم
.
سرایید
سلام امید جان خوبید .
معشوق چنان شما را از خود بی خود کرده که اینچنین در وصفش می
درود بانو!
بی خودی ذزات عالم در من اثر کرده است
گاهی باید بی خود شد تا به خود رسید
مرسی
شراب لعل نخواهم به جز لب ِ شیرین

چه کرده با دلم آن ،شرابی بی دین
رهاکنم ای لامروت ای تو روزگار پست
رهاشده ام سالهاپشت بر آئین
که مست پشت کرده ام به هر آئین
هزاران درود بر تو مهربان ِ امید که نامت ،نفسی تازه می شود مسیحایی
دوستدارت با مرام
قربانت استاد!

شکر که می گویند کلام شماست
عاشقانه ترین شعر ها یم را برایت سرودم تا بدانی در هجای کلمه ی عشق ناتوانم...
شما در سردودن اشعار عاشقانه توانا هستید
عشقتان پاینده باد
شوریده که می شوم شلوغ بازی ام گل میکند
در پیش کلام توانای شما هنوز تلمیذی بیش نیستم
ممنون
سلام
به
امید عزیز و گرامی
از شما بسیار متشکرم
که از لب یار به درگاه دادار دعوتم کردی
با جملاتی از الهی نامه ی این منصور گنهکار
الــــــــــــــــــــــهی
دیده دادی
................. تو را ندیدم
....................... گوش دادی
.............. ...................... صدایت نشنیدم
................................................ حالی که نا امیدم
.............................................................. هی بر درت دویدم
الــــــــــــــــــــــــــــهی
شوری ده
................... که قصورم کورم نکند
ای که همه جا در حضوری
.................................... صبرت نازم
.................................................... که بر گناه منصور صبوری
خدا نگهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدار
الهی منصور را ناصر کن
و امید را امیدوار
درود دوست من
عالی بود
و با قظعه ای دیگر از الهی نامه
الــــــــــــــــــــــــــــــــــــهی
مرغی چو خود
...................... ندیدم
.............. گفتی بیا
.......................... پریدم
....................... بر شاخ غم نشستم
.................................... اکنون دلم به دستم
................................................ وز لطف توست مستم
دل زببا نگارت شاد بادا امید عزیز
زبان شکر ریزت کامروا باد
بنده را مسحور کلامت کردی
درود
و با قطعه ای دگر
الـــــــــــــــــــــــــــــهی
حورت نمی خواهم
........................... که بر وصل خودت بیتابم
و با یک رباعی از منصور
ابلهان را چه رسد دل به چه راهی باشد
زاهــــــدان را همه افکار چه واهی باشد
عاشقان بر سر این نکته به هوشند همه
مرکـــــز ثقل جهــــان زیر صراحـــی باشد
خدا نگهدار
قلم تان انقدر شکوه دارد که بنده انگشت حیرت می گزم از تماشایش
درود بسیار با ارزوی توفیق
امید جون به نظرتو چرا بلاگ اسکای شکلک کف زدن نداره؟؟؟؟؟؟؟
چون کسی اینجا تو کف کف زدن نیست
الا احسان رودهنی!
آخه برای وبلاگایی مثل وبلاگ تو خیلی به کار می اومد!
برای وبلاگ بنده فیلترینگ بهترین دعای خیر است
بـــــه بــــــــــه
عجب شعری!!
من فک میکردم فقط چشمای معشوق شمارو از خود بیخود میکنه نگو لب هم...
در روزگار هر که ندزدید مفت باخت
من نیز میربایم
اما چه؟
بوسه
بوسه از آن لب ربودنیست!
شعری از مصدق
هرچه از یار رسد غنیمت است
غنیمت را باید پاس داشت
با کلام و بی کلام
مرسی بانو!
رفیقا
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گفتی و پرسیدی احوال دلم را
زیبایی کلامت هر چند کوتاه اما حالم و خوب می کنه
نفست جاودان رفیق
وقتی لبی رو ببوسی که طعمش طعم عشق باشه ....
حتی لیل هم عاشق میشه
وقتی
باشه ....!!!!
وقتی عاشق باشی همه چیز به یاد یار بوسیدنی است
مرا بوی شرابش کرده مستم

اگر هرگزندیده چشم و دستم
ولی مستی دوچندتن باد زیرا
عزیزی چون تو را من دوست هستم
ارادتمند
اگر گرمک به خود نازد از آنروست



که دارد مهربانی مثل تو دوست
ارادت را که قبلا گفته بودی
ز ما باشد نه در استاد دلجوست
ارادتمند شما ماییم بی برو برگرد
گاهی باید بی رحم بود،نه با دوست،نه با دشمن،بلکه با خودت!!وچه بزرگت میکند آن سیلی که خودت میخوابانی توی صورتت...
سلااااام
شعرهای خیلی قشنگی بو من شعر آخر رو خیلی دوست داشتم
خوشحال می شم سر بزنی
شاااد باشی[گل]
سپاس از تعریف تان
خدمت می رسم
سلام
خوبی عزیز؟
بسیار بسیار زیبا بودند
هم اشعار استاد کوروش و هم اشعار استاد امید
حظ کردیم
استاد کوروش هم بامسماست اما بجاست

اما در بر ما نمی رود این لباس گشاد
درود بسیار
قربانت
داداش مشاعره برپاست؟
با استاد کوروش همه چیز می چسبه
بخصوص مشاعره
ﺩﺭﻭﺩ و ﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﻣﺨﺎﺯﻥ اﺩﺏ,
و ﺳﭙﺎﺱ اﺯ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ اﻭﻝ ﺻﺒﺤﻲ ﺩاﺩﻳﻦ!!