نگـــارا ! تـا نگاهت قبله گاهست نگــه در چشمــه ی دیگر گناهست
تبــــر بـردار و بــــت ها را بیافکن که توحیـدم تویـی این دل گواهست
مسلمــان ِ نگاهت گشته ام من نمــــازم رو بـه ســوی ِ آن نگاهست
مــرا محراب چشمت سجده آورد هنوزم سجده و چشمم به راهست
نگاهم کن که بی چشم حضورت نمــــاز و طاعـــت و عمـرم تباهست
برایم خرمن طاعت چه سودست اگـــر با چشمکت آتش به کاهست
از آن سوزم که عمـرم کافری بود از این بیهوده طاعت، سینـه آهست
کمک کن تا بـه چشمت باز گردم که محرابم در آن چشم ِ سیاهست
گرمک نوشت: مثل همیشه چشمان یار چون در نظر آمد ، زبان افسار گسیخت و قلم به فریاد آمد.
باید نوشت: همه پرسی؟؟؟ کسی برای زن شوهردار تعیین تکلیف نمی کند. متوجه هستی اخوی؟!!!
دلتنگ نوشت: دلم برای شنگ تنگ شده است. اگر او را دیدید به او بگویید قصه ی دلتنگی ما را.
گرمکانه: زنده هستم تا مرا در یاد داری مرده آنروزم که باشم یادگاری
ایول به داداش متعهدمان....

زیبا بود....
حالا کجاش رو دیدی؟ تعهد دادم و مهر زدم نه با یک انگشت که با ده انگشت
ایول یه بار من اول شدم
...بیکاری بلاخره منو به آرزوم رسوند
.....درس خوبی دادی داداش....


وای آفرین به این همه محکم کاری
برم یه تعهد بیست انگشتی بگیرم
همه که مثل امید تعهد بیست انگشتی نمیدهند
وقت امضا دادن حواسم به چشمهایش بود نه به دفتر ثبت
سلام امید جان ...

رگ غیرتم باد نمیکند
تعصب بیهوده است
وقتی دستت
دست غریبه را میفشارد
(زبان حال معشوقه ات)
شوخی کردم ... خودت چه طوری ؟؟؟؟
راستی امید جان ، پای مقاومت خون های زیادی ریخته شده است ، همه پرسی چه ایرادی دارد تا آنها سرنوشت خود را ، بدست خود تعیین کند ::::::::::
آقـــا امید ، نحن مقاومون ... تا آزادی کامل فلسطین
میدونم از افکارم خوشت نمیاد اما اقلا به عنوان یه رفیق تحملمون کن
مخلص شما
با احترام به نظر و عقیده دوست خوب خودم که مخلص نام زیبایش هستم
عزیز! قدوم شما بر دیده بنده جای دارید
اما کاش میدانستید که این همه پرسی گفتنها یک بازی سیاسی است که میخواهند نفاق را در منطقه مستمر کنند.
و کسی به فکر آسایش 60 سال مردم مرارت کشیده فلسطین نیست.
نگاه کنید چطور سیاست مسئولین ما با سیاست شیطان بزرگ یکی شده است؟ این خود گواه حرف بنده نیست؟
سلام
خائن نبودن تو زندگی خیلی مهم هست و اگر کسی گرفتارش بشه دیگه هیچ وقت متاسفانه نمیتونه اثراتش رو پاک کنه
ولی یک سوال
خائن که خائن هست
اما آیا تا به حال به دلیل و یا کسی که باعث این خیانت بوده فکر کردیم
چه اتفاقی می افته که یکی دست به اینکار میزنه؟
آیا به جای اینکه دنبال مقصر باشیم بهتر نیست به دنبال دلیل و یا کسی که باعث اینکار شده باشیم؟
از زیاده خواه ها بگذریم ولی آیا طرف مقابل برای فرد خائن کم نگذاشته بود ؟
میشه بیشتر توضیح بدی؟
درود رفیق...
قلمت چه زیبا به حرکت در آمده... دوست داشتنی و با احساس.
اما در مورد آن جریان حرفی نیست... همه چیز اینجا دروغ است...
پس بر کدام دماغ میشود اعتماد کرد؟
دوست گلم
بهتره جای دیگه این بحث رو انجام بدیم
ولی کلا نظرم این هست که رفتار خیلی از ما ها و غرور ماها باعث خائن شدن یه سریا میشه
باعث میشیم دیگران گناه نابخشودنی انجام بدم
قبول دارم که اغلب ناخواسته باعث لغزش دیگران می شویم
اما درد آنجاست که آگاهانه باشد
میدانیم چه میکنیم اما شرم نمی کنیم
اوکی ممنون
سلام




خوبی امید جان؟
چه قلمت خوش به فریاد امده
نگارا تا نگاهت قبله گاهم بشود . . .
اصلا نمیتونم شعر از خودم در کنم
میخواستم بگم ما از این شانسا نداریم که نگاه دلبر بهمون بیفته و . .
فدایی داری امید جان
فدایت
یه فدایی اینجا داری
قربانت
استاد امید سلام
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دگرگون نخواهد شد
مثل همیشه از چشمه ی زندگی تان زیبا می نویسید
nدست خودم نیست.
ممنون
سلام
شعر زیبایی ایست وخوش به حال نگار شما مادر کاکل زریتون که قسمت هایی از پست همسر محترمشون در مورد توصیف ایشونه
ما مثبت نگریم .
از طرف ایشان تشکر
خوش به حال بانو!
و خوش به حال مرد شاعر بانو...!
و چشم بد از عشق دور...
درود بر شما
البت شما دست کمی از ما ندارید
کی چی گفته؟
میشه بیشتر توضیح بدی دوزاری ما کج ترشیف داره
به نظر جناب حسین براری توجه بفرمایید متوجه می شوید
بازم که زدی تو کار شعر چشای شهلات منو کشته

امید بیاو یه کاری کن یه دیوان چشم بزن بیرون خیل مملکته رو راحت کن
منم کشته مرده میخوووووووووووووووووام
مانده تا قدر یک دیوان بشه
شما که به اندازه کافی کشته مرده دارید. اینطور نیست؟
خوشگل نوشتی اقا امید
این چشمان یار عجب داستانی داره ها
کارش از داستان گذشته. داره افسانه ای میشه برای خودش
ممنون
با سلام
ممنون دوست عزیز... انشالله خدا کمک کنه همیشه رو اصول اخلاقی و وجدانی پایدار بمونیم...
انشاله . شما نشان داده اید که میتوانید.
درود بر شما
سلام بر اقا امید



انقدر تعریف کردین از چشماشون آدم کنجکاو میشه ببینه
آفرین خیلی خوبه که انقد عاشقین
امیدوارم این عشق تا ابد جریاد داشته باشه
سیاستم که
درود
سیاست در زندگی لازمه آرامشه
درود بر شما ، اگه ممکنه اسم اون " اخوی " رو بگی بگو ، اگه نه! یه آدرس بده ! ... اون آقا عصبانیه با اون صورت سرخش آدمو یاد یه نفر میندازه ! اگه میشه اسم اونرو هم بگو! ....مرسی آذرکده
ریش قشنگ
سلام آقا امید

زچشمان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
چشمه زندگیتان همیشه زلال وجاری باد
معلومه هرگز از دیدن این چشمان سیر نمیشید که اینچنین در وصفش مینویسید
چرا صاحب این چشمان حاضر نمیشه تا از شاعرش تشکر کنه قبلا گفته بودید که او نیز اهل قلم است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب علت داره
اما .... بگذریم!
ممنون. هنوز گوش به زنگ فریادتان هستیم
سلام دوست عزیز شما هم وبلاک بسیار زیبایی دارین مرسی از حضور گرمتون بازهم سر بزنید
حیف قلم شماست که ناخوانده بماند. حتما خواهم امد و استفاده خواهم کرد
سلام
میگم خوب چشمایی رو هم شکار کردیا
ای ول به شعرت و خودت
فدایی داری
قبلا شکارچی خوبی بودم. خطا نمی زدم.
البته این مال اون زمان بود که اسیر چشمی نبودم
قربانت رفیق!
سلام ...
خدا این چشمان الهام بخش را همیشه برایت نگهدار باشد....
بسیار زیبا بود عزیز...
البته اگر جناب شنگ را زیارت کردم سلامتان را خواهم رساند ...
درود و سپاس
خدا به شما نیز سلامتی با طول عمر بسیار عنایت فرماید
عشقی رفیق!
سلام

میگم موقع نوشتن این شعر خانمتان در کدام وضعیت زیر قرار داشتند ؟
1- مسلح به قابلمه
2- در حال چشم غره رفتن
3- در معیت مادرشان
4- مشغول مطالبهی مهریه
خدا کانون زندگی همه را با ایران رادیاتور گرم کند ! باشد که مردان از غار تنهایی خود به در آیند!
موقع نوشتن چراغ زندگی کاملا سبز بود و چراغ یار نور بالا میزد
درود و سپاس
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
سلام چند روزی هست که با وبلاگ قشنگ شما آشنا شدم
زیبا مینویسید جناب امید
خواستم بگم یک فدایی جدید پیدا کردید
پس لطفا گرمک ما را در لیست پیش مرگان خود قرار دهید
چون بدجور کشته -شیفته قلم تان شدم
امید جون کی واسه زنت تعیین تکلیف کرده؟
احسان جان! معلومه منظور منو کاملا نگرفتی
تو که اند سیاست بودی چی شد رفتی رودهن پاک بی خیال خبرا شدی؟
شوخی کردم بابا می دونم منظورت فلسطینه! ولی مثل اینکه داره از شوهرش طلاق می گیره!
خوش تیپ ! منظورم این بود که کسی برای چیزی که صاحب داره تعیین تکلیف نمیکنه
اوکی؟
درود بر امید مهربان و عزیز


شنگ عزیز مان را احوال جستم به سلامتند و شاد
این روز ها شرایط کاری ایشان سخت افتاده است خدایش خواهد
روزگارش به کام تر
و این موجب شادی دل دوستان است
باز اگر سعادت دست داد
بزرگواریت را به او ارمغان خواهم داشت
امید که هر جا هستند شاد باشند و بهره ای از شادی شان را به این کویرستان شنگ عنایت فرمایند.


خدا را شکر یکی چون استاد ما را از نگرانی بدر اورد
درود بر شما مثل همیشه خدا
چشمه ی جوشان چشمش ،چشم ،یاری می کند


چشم دل شاید ،ز چشمت باز داری می کند؟
پس از پاسخ به فریاد عزیز آمد
امید که چشم و دلش را همیشه شادمان بینی
مرسی استاد!


مثل همیشه ما را مهمان کلام دلربایتان کردید
گرمک و کلبه محقرش بفدای قلم خوشگوی شما
سلام امید

خوبی؟
من تازه الان گرفتم منظورت از زن شوهر دارو اینا چی بود
برای همینه که بهت میگیم دکتر
چون باهوشی عزیز!
قربانت
اشک و اندوه من از یاد کهن
آنچه رفته است براین مام وطن
هرکه آمد همه را برد و زدود
تا نماند زپی اش سبزه چمن
نسل بی پایه و ولگرد خودش
بز نبد، کرد به ما آهو ختن
چاره از ماست هویت یابی
یا به تن پوشش نو، یا که کفن
پوشش عشق ِوطن نازگلم
دور کردن جامه ی بیگانه زتن
ای گفتی . ای گفتی استاد!

قلمت طلا
آقا امید مردیم از بس لاف شنیدیم

دیگه حالمون از هر چی حرف مفته بهم میخوره
البته منظورم اون آقایون سیاست مدار بود نه شما دوست عزیز
لافاشون برزیلیه دیگه دست خودشان نیست
از بچگی بهشان نگفتند صداقت چیه و دروغ خوب نیست
امیدعزیز :
چرا استاد! چرا اینجا غمی تاریک دارد؟
مجازی هست اما باز دل در خیک دارد؟
چه بر ما رفته دیگر خنده گاهی بر لبی نیست؟
در این شبهای دلتنگی یکی یلدا شبی نیست؟
چه شد اینگونه همراهان به غمها خو نمودند؟
بجای چشم زیبا روی دنیا رو به آن ابرو نمودند؟
چه شد استاد! کسی را شوق و ذوق قبلن اش نیست؟
بلاگ اسکای هم خاموش و روحی در تن اش نیست؟
چه شده استاد!
پاسخ به : امید عزیز
اگر اینجا امید دل شده تاریک میدانم
رسن های امیدمن شده باریک میدانم
دلم تنگه دلم تنگه زدست سرنوشت خود
که افتاده به دست گرگ پیر خیک میدانم
ندارم چاره از این روست می نالم من دلتنگ
توان زندگیّم را کنم من شیک میدانم
ندارم چاره ای من، نه که از ما گشته بی عاری
همه فریاد ما اینک شده جیک جیک میدانم
استاد! کوبنده پاسخ دادید

کلامتان در است عزیز!
ممنون
سلام امید خان.
قشنگ بود.
مرسی صدف گوهر نشان
خدا این چشم ها را همیشه واست نگه داره . همیشه
شاداب و عاشق
به خدا سپردمشان از گزند روزگار
ممنون
صد درود و صد سلام
بر تو امید شبهای تار
شنگ نبیند دلتنگیت را
همیشه چشمان یار همره تان باد
و دلتنگی نبینید
شنگ در خدمت شماست
انشاالله مشغله کم گردد و
وقت بسیار برای بودن با شما
دوستان عزیز . ممنونم که
شنگ را گرامی میدارید .
ای درود . ای سلام . ای قدم رنجه فرمودین. ای چشم ما را روشن کردید!

کجایی شنگ بزرگ؟ نگفتی امید ما به دلگرمی شماست؟
نگفتی کمر به کلام شما داشتیم برای برخاست و فریاد زدن
انشاله که این مشغله ی مشارالیه هر چه زود رفع زحمت کند تا نوبت به ما مشتاقان برسد.
سپاس و چشم انتظار
من دقت به نظرای ایشون نمیکنم
اینقدر سخته جواب منو خودت بدی
منظورم این بود که برای کشوری مثل فلسطین خود فلسیطینی ها صاحب اختیارند
ما دخالت نکنیم بهتر است
هم اخلاق این را میگوید هم عقل و قواعد اجتماعی
اوکی الان گرفتم

من گیجم هااااااا
خب اخه فلسطین شده زن صیغه ای هر روز با یکیه
webet khooobe ghashangeee...
be ma ham 1sar bezan..me30
مرسی حتما
متاسفانه واقعیت تلخیه
ندیدم ولی زیاد شنیدم
امیدوارم روزی برسه که دیگه هیچ جا شاهد این خود فروشی ها نباشیم
به امید آن روز