آن منم گوها به نوبت می روند بی کلاه و تاج و شوکت می روند
پاره شد تسبیح ِ سرخ ِ این بتان دانـــــــه دانــــه ریختند از ریسمان
بوی آزادی زمین را مست کرد هر که را بالا نشسته پست کرد
روزگاری سینه میدادند پیش غافل از شطرنج دنیا وقت کیش
بختشان انگار پایانی نداشت چون ورق برگشت خواهانی نداشت
ای خداوندان قدرت! بای بای ! گریه باید کرد دیگر های های
درس تاریخ ِ شما چون صفر بود نامبارک بخت تان چون مصر بود
درس تقسیم حیات سرفصل بود درس یک با یک برابر اصل بود
سفره ی نان ِ زمین از گندم است قرص ِ نان ِ حاکمان از مردم است
چون نمک خوردی نمکدان پاس دار تا به امروزت نباشی زار زار
این نمک از دامن مردم تراس گر نمک پرورده ای مردم شناس
چون علی افتاده با مردم نشین شمع بیت المال را آتش ببین
تا علی عالی کند جای ترا بر زمین محکم کند پای ترا
جای این تسبیح ها تدبیر کن ! اندکی مانده، کمی تغییر کن !
ببین گوش نمیکنی !!!
قذافی نوشت:
می گویند دیوانه ام ، قاتلم و فاسدم
اما کیست که نداند مرا سکوت یک ملت دیوانه وِ قاتل و ِ فاسد نمود.
پس بگذار هر چه می خواهند بگویند.
عمری دیوانگی کردم ، قتل کردم ، فساد کردم ، ... اما خوش گذشت!!!
گرمکانه: سنگی که امروز در هیبت یک بت است، پیش از آن در اندیشه ای تراشیده شده است.
داداش همه حرفات یه طرف این ببین گوش نمیکنیدتون یه طرف....بلاخره امروز من خندیدم

عالی باشی مثل شعرات داداش امیدوار
خنده بر لبان شما زیباست
گل بی لبخند کاکتوس است
شما که با اون دل خداجوی تان رز بلاگ اسکای هستید
سلام امید جان .
شعرت زیبا ست وگویا .
اما متاسفانه دنیا چنان چشمان این علی را پر کرده که دیگر جز تاج وتختش به چیز دیگری نمیاندیشد
قذافی دیوانه ای بیش نببود او سگ هار خاورمیانه بود ولی خب دیوانگی هم عالمی دارد
درس نمی گیرند
اما تاریخ درس خوبی به انها خواهد داد
سلام و هزار درود و فریاد
بازم سلام
شما به من لطف دارین
شعر واقعا عالی بود
قذافی نوشت هم واقعا درسته
این سکوت چه کارا که نمیکنه...
سکوت اما شکستنی است
مثل شیشه
دوران دیکتاتورها به پایان رسیده وانها دارند اخرین نفس های خود را میکشند .

همیشه فکر میکنم چه حسی دارد که بدونی روزی این تاج وتختت مانند دیگران بر باد خواهد رفت .
بشار اسد وعلی ازاضطراب ناشی از سرنگونی خواهند مرد
همه و همه انهایی که سعی نمی کنند بفهمند زبان تاریخ و مردم تاریخ نویس را
سلام پسر
ممنون که تو این شبها ما رو از دعای خیرت بی بهره نکردی.
بهم سر بزن. مطلب جدید گذاشتم
خدمت می رسم
کارم از پسر بودن گذشته
الان یه بابای به تمام معنا هستم
بازم شرمندگی من


همه حرفای یه مرد یه راهبر یه امام میخواد که انشاالله میاد و ما رو از این سردرگمیها نجات میده...به امید آن روز
به امید ان روز خوب
روزی که درخت اندیشه شاخه های سبزش را با شکوه بر زمین سایه می اندازد
به به ... ایولا شعـــــر !
جمله ی آخرش خیلی باحاله ... خوش گذشت !
گرمکانه ات عالی بود !
دروغ که نگفتم
حال دنیا را برده تازه مردم لیبی یادشون اومده طرف دیکتاتوره
سلام
خوبی امید
ایول
میگن فیلتر نشی یه موقع
فاز منفی ندم؟
چشم
راستی
قذافی یعنی چی؟
باید از بابش بپرسیم که این اسم را براش انتخاب کرده است
سلام
شعر جالبی بود
خدا نثل قذافی ها رو از رو زمین برداره انشاء الله
خدا ریشه همه ظالمان را ریشه کن کنه
سلام و درود
کاش اونایی که صحبت شعرت با اونهاست بفهمن ولی حیف خیلی نفهمن
قذافی نوشتت اولش خنده داره بعدش گریه دار
شده قضیه عربده و چاقو کشی تو مملکت و اینکه پلیس جرات زر زدن بهشون رو نداره
بخونند هم نمی فهمند
مثل کبک سرشون تو برفه
زیبا بود لذت بردم.
با اجازه شما را لینک کردم .اگر به بنده افتخار دهید نام سرزمین من هم در کنار دوستانتان قرارگیرد
ممنون
ممنون
نام سرزمین شما بر نقشه وبلاگ ما حک شد
درود بر سرزمین آزاد شما
سلام دوست گرامی مراعات کسانی رو بکنید که فیلتر شکن ندارند و از نبودنتان دلخور میشن.....
درمجموع اشعار سیاسی و طعنه آمیزتون رو خیلی مپسندم اما زیاد به ادامه دادنش توصیه نمیکنم
قلمتان پا برجا
فیلتر کنند برای بهره بردن از وبلاگهای زیبا شما هزار تا وبلاگ دیگر می زنم
نگران نباشید
خدا داده حوصله و وقت برای وبلاگ سازی و وبلاگ سوزی
قلمتان پر رنگ باد
شعر بسیار زیبایی سرودید
چه خوب میشد اندکی تدبیرکنیم ودر اندیشه ی آنچه گذشت وآنچه خواهد آمد باشیم تا به خود آییم. تا کی در غفلت باشیم وچون خفته ی بیدار یک شبه به خود آییم . وتغییر کنیم .کاش همیشه در اندیشه وتدبیر فرداهای خود باشیم.
انسان عاقل فردایش هم در نظر خواهد داشت
حق با شماست
یادم رفت بگم این قذافی که خیلی بهش خوش گذشته
به نظر شما فراتر از این الفاظ دیوانه , وقاتل , و فاسد نبوده؟
لابد این شعر واز بر بوده که :
عاقل نباش که غم دیگران خوری
دیوانه باش که غمت دیگران خورند
البته دیگران (ملت های مسلمان)غم جنایاتشو بیشتر خوردند تا غم خودشو.
او کیفش را کرد و رفت
بدبختی اش را ملتش کشیدند
شعرت خیلی زیبا بود امید جان مخصوصا این بیت:
درس تاریخ ِ شما چون صفر بود نامبارک بخت تان چون مصر بود
چه بجا و هنرمندانه از آرایه تلمیح استفاده کردی...خوشمان آمد
قذافی نوشت:این سنت الهی است که دیکتاتورها با اندک تفاوتهایی، فرجامی یکسان بیابند،فرجامی که گاه در حفره ای به انتظارشان نشسته است وگاه در سرنیزۀ نظامیان وگاه در فرار ومرگ در تبعید و گاه در لوله های تفنگی که در کام فرو می برند وگاه...! اما بسیار اندک اند آنان که پند می گیرند.......
ممنون
پندگیران اندکند
اکثر خوابشان سنگین است.
امید جون قذافی اینا رو گفته یا تو حرف تو دهنش می زاری؟
یواشکی تو گوشم
امید جان این چه حرفیه

قابلتو نداره عزیز
من خودمم از یه جا دیگه کش رفتم
اگه تونستی برش دار
اگه هم نتونستی بگو خودم برات بفرستم
قربان سخاوتت
همانجا باشه بهتره
خانه شما انگار خانه خودمانه
لذت تماشایش در خانه شما بیشتر است و برازنده تر
یعنی قذافی ۱کی از مشاهیره؟
پس چرا من نشنیده بودم
فعلا که دنیا داره فقط و فقط از اون میگه
می بینی دکی جان چطور یه دیوونه الکی الکی مشهور شده
دست شما دردنکند
با این شعر زیبایتان
ای کاش گوش بگیرند
اما نمیگیرند که .
گرمکانه بسیار زیبا بود
خودش شعریست
سپاس از شنگ همیشه پرنغز
بفرمایید گرمک
سلام بر امید خان.
مثل همیشه معرکه بود.
شما هم معرکه هستید
درود برشما، نردبان این جهان ما و منیست! عاقبت این نردبان افتادنیست! لاجرم آنکس که بالاتر نشست! استخوانش سخت تر خواهد شکست! عرض کنم خدمت سرور خودم! انشاالله اگه خدا بخواد دور نیست روزی که صدای شکستن استخوانهای بعضیهارو بشنویم! ... در ضمن با عرض معذرت ! خاک بر سر اون رژیمی که طاقت و ظرفیت شنیدن انتقاد صحیح رو نداره! جمهوری یعنی چه؟! اسلامی یعنی چه؟! آزادی یعنی چه؟!من نه منم یعنی چه؟!این سرم و این بدنم یعنی چه؟! چراغ دارم توی سرم یعنی چه؟! خوبه که من روشن سرم یعنی چه؟! یواش یواش دارم قاطی میکنم خانم اون کلیدو بزن!
آذرکده
همیشه شوخید و حرف حساب می زنید
درود بر شما
آذرکده تان همیشه روشن
خوشمان آمد !
جای این تسبیح ها تدبیر کن !! کو گوش شنوا
کو چشم بینا و گوش شنوا
قذافی نوشت : خوش گذشت ؟! روتو برم !
اگر این رو را نداشت
که صاف تو دوربین زل نمی زد و دروغ بگه و فحاشی کنه
دور از این هیاهو
دلم کویر می خواهد و
تنهایی و سکوت و
آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند.
نه دیوار،
نه در،
نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم،
نه پایی که در نوردد مرزهایم،
نه قلبی که بشکند سکوتم،
نه ذهنی که سنگینم کند از حرف،
نه روحی که آویزانم شود.
من باشم و
تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش می کند
و آرامشی که قبل از هیچ طوفانی نیست !
از : فریبا عرب نیا
هدیه بود دیگر نه؟
درود بر شما .
سلام و سپاس فراوان
سلام بر داداش گرمکی خودمان
خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امان از سکوت که همه رو دیونه میکنه
درود بر ابجی خداجوی ما
به لطف شما خوبیم و دعاگوییم
سکوت خوب است اما نه به قیمت لال شدن
واقعا قضافی اینا رو گفته

ولی دمش گرم عجب فیلسوفانه حرف میزنه
راستی امید از کجا فهمیدی هیشکی این شعر رو نمیخونه
نه بابا من تو دهنش گذاشتم
اونی که باید بخونه نمیخونه
درد اینه
کودکی از خداپرسید،خدایا توچی میخوری وچی میپوشی؟
ندایی در دل کودک زمزمه کرد که غصه بندگانم را میخورم وگناه آنان را میپوشم.
چه خدای خوبی
و چه بندگان بدی
غصه خطای بندگان را خدا می خورد و لاک پوشانی اش برای بنده
درود و سپاس فراوان
با گرمک فراوان از سوی ما
تقدیم به کلبه تنهایی شما
سلام
ببخشید فکر میکردم هم سن خودمون باشید.
موفق باشین انشاءالله
البته پیر و پیزوری هم نیستم
هنوز سوی چشام خوبه
از فاصله 5 سانتی صفحه مانیتور را می تونم بخونم
من هم سن دل شما که هستم
همین کافیه
بله.

منظور منم این نبود که سنتون زیاده.
بابت اون که قبلا گفتم پسر و شما گفتین دیگه بابا شدین، عذر خواهی کردم.
وگرنه سن که فقط عدد و رقمه و تو درس ریاضی کاربرد داره نه تو دنیا.
البته دنیای ما
همینطوره که میگین
ما که ریاضی مان ضعیفه
همان بهتر کاری با عدد و رقم سن نداشته باشیم
ممنون که اینقدر نکته سنج هستید
مهربان امروز در وبلاگ تو


دیده ام اندیشه های پاک تو
بوالعجب از دست این تسبیح دار
هم دهد تاج کند او خار خوار
او مبارک بودروزی یار غار ناکسان
شدبرانکادی سوارو .تی وی ای داده نشان
این معمر خار چشم کور شان
چون زمردم دور شد ،آن بی نشان
رفت و از مردم جدا شداو زجهل
عده ای دورش نمودند از دغل
شد خدا و مصلحت بین همه
او شبان و مردمش را چون رمه
انقلابی بود و مردم دور او
دوری مردم شکسته زو سبو
کاشکی عبرت شود این حاکمان
رمز ماندن هست در با مردمان
السلام ای مهربان وقتت بخیر



نیستی؟ اطرافِ ایرانی به سیر؟
یا نتت را قطع کردند آن عران
یا که در رایانه ات افتاده آن
یا که بار ِ زندگی هجمه نمود؟
پا به روی سینه با چکمه نمود؟
هرچه باشد تندرستی آرزوست
در دعا داریم سلامت بهر دوست
بی شما اینجا ندارد رونقی
چون شما نیکو طبیب حاذقی
گرمی دلهای ما از کوروش است
بعد کوروش از تلاش و کوشش است
سلام بابا بزرگ
خوبی بابا بزرگ
خوشی بابابزرگ
در چه حالی بابا بزرگ
از حسین خان رد شدیم ایندفعه شما
شعرتون خیلی عالی بود

ولی با دیدن اسم قزافی واقعا اعصابم خورد شد
من کلا از عربا خوشم نمیاد ولی خب؟
اینقدر از اینکه طرابلس دیگه دست یه اشغال به تمام معنا نیست خوشحالم که نگو
من خیلی عکس و کلیپ از جنایتهای قزافی دیدم
و پیش خودم میگم که کی میگه هیتلر دیکتاتور بود
این همه رو تو جیب بغلش گذاشته
اینها همه هیتلرند
فقط بدنامی اش برای هیتلر مانده است
ممنون عزیز!
راستی بابا بزرگ خیلی نامردی اون نقاشیه رو خودم کشیدم اره با همون برنامه یعنی خیلی برات سخته
بار کردن این کار کوچیک اگه کارای دیگه رو بزارم مطمئنی هنگ نمیکنی
برای من سخت که چه عرض کنم

محاله
من که نمره فراتر از بیست بهت دادم
دیگه چی میگی؟
لطفا درشتاش را بذارید
مشتاقیمممممممممممممممممممم
طبق معمول زیبا بود
اما در مورد قذافی !
کی میتونه بگه اگه چهل سال جای اون بود الان واکنش بهتری نشون میداد؟
خب دیگه وقتی قدرت زیر دندون کسی مزه کنه
به این راحتی ها کوتاه نمی یاد
بهترین سایت دوست یابی.یه سر بیا ضرر نداره.
اینجا پر از دوستان خوبه
دیگه دوست یابی برای چی؟
امید جان
جون من قضیه ای قذافیو یکم واسه من ضفاف سازی کن
از دنیا عقب موندم انگار
می خواستم بگم که بعد از چهل سال تازه مردم لیبی یادشان امده زیر چکمه های یک دیکتاتور دارند له می شوند
اگرچه بازم خوب است اما اون حالش را از دنیا و مردم لیبی برده است
مگه یه ادم 60 ، 70 ساله چی از دنیا می خواد جز یک کفن سفید
چرا مردم و عوام همیشه دیر به فکر رفع ظلم هستند
به صورت کلی چنتا پست رو خوندم..اشعار از کیستند؟
از این حقیر سراپا تقصیرند
البته بنده شاعر نیستم. گفته باشم تا با شاعر جماعت اشتباه نشوم
چی شده دکی جان!
سلام دوست عزیزم... بنده مایلم با شما تبادل لینک داشته باشم ... اگر موافق بودید حقیرو به اسم **مجله اینترنتی شمع جمع** لینک کنید ، به من سر بزنید و بگید به چه اسمی لینکتون کنم ! باتقدیم احترام
از حضور شما سپاسگزارم
گل لبخندتان همیشه بر شاخه صورتتان شکوفا باد
درود