نگاهـــــت نقـــش دریــــــا بود آنشب خیالت مثل رویا بود آنشب
عطش را از لــب ســــــرخ ِ تو چیــدم چه شیرین وگوارا بود آنشب
تماشایت دوای درد چشـــــــم است ترا چشمم تمنّا بود آنشب
تن ات عطــــــر ِ عبــادت می پـراکـنـد دلم تا صبح احیا بود آنشب
پـــریشانم اگـــــر می بینی امــــــروز ترا چشمی فریبا بود آنشب
هنـــــوزم طعــــم بوست در خیالست لبت گــــرم و گوارا بود آنشب
تنم چون جوجه ای می لرزد از عشق از آن حسّی که آنجا بود آنشب
تــــــو چونان رود می حرفیدی برایــم مرا چشمی به لبها بود آنشب
کلامـــت می وزید چون بــاد و توفــان ولی چشم ِ تو شهلا بود آنشب
مپرس ای نازنین! بر من چه بگذشت دلم مجنون ِ لیلا بود آنشب
چـــه شبهایی رسید و صبـــح گردید ولی عشقت چه زیبا بود آنشب
گرمک عشق : بعضی خاطرات را با آب زمان نمی توان شست. زیرا که چون سنگ نوشته در خیال ماندگارند.
گرمک نوشت: اگر در شعرهای بنده بی ربط
گویی ها فراوانست به حساب این همکار و ارباب رجوعها بگذارید. زیرا اغلب در
محل کار آنها را سر هم بندی می کنم.
گرمکانه: اگر عاشق کسی هستید عاشق نگاهش شوید. با چشمها معامله کنید، صورتها را اعتباری نیست.
خدا گویه: بخاطر دیروز ممنون. بخاطر چیزی که داده بودی و شاید می خواستی، اما پس نگرفتی. (پسرم بیشتر مواظب خودت باش)
سلام
بسیار زیبا بود ... ایام و لحظه های خوبتان تان جاوید... همای سعادتتان بر فراز ... وعشق و پیوندتان آسمانی ...
چه زیبا عشق به فریاد شعر می رسد که اگر عشقی نبود ...شعری هم نبود.
راجع به خدا گویه هم : خدا را شکر
سلامت و سعادتمند باشی دوست خوبم .
اگر نبود عشق به چه کار می امد شعر
ممنونم. انشاله سلامتی و تندرستی شما در این شبهای پر برکت
سلام بر داداش گرمکی ما که واقعا عاشق به تمام معناست....


خوش به حالتون که عشقتونو پیدا کردید ...ما که هنوز در خم یک ابرویم....
داداش دعای عاشقا میگند میگیره...برای ما هم دعا کن
اگر عاشق نبودم هیچ بودم

بقولت در خم یک پیچ بودم
اینم فی البداهه تقدیم به آبجی خودم
اگر قول بدی که با دل خداجویت مرا دعا میکنی ؟
بنده نیز قول میدم با این دل سیاهم شما را دعا کنم
سلام
به زبان اعتمادی نیست زخمی که زبان بر قلب عاشق به جا می گذارد باعث حضور اشک در چشمان عاشق است ومانع دیدار معشوق ونگاهش وای از این سوز جگر سوز.
پس به چشم ها می شود
درود بر شما
سلام بر امید عاشق.


نگاهش اتشی است که یخ وجودم را آب میکند
چه میکند این نگاه معشوق وه که نگاه اتشینی که تو را در خود ذوب میکند .
پاینده باشید وهمیشه عاشق .
روزگار در کنار معشوق به کامتان باد
دل آتش و ما آب روان
تا یخ نزند چشمه جان
برقرار باشید
دنیا به کام عاشقان خوش و خرم
شعر زیبایی بود .

من شعرهای عاشقانه شما را دوست دارم
هیچ چیز مانند چشمان حقیقت را بیان نمیکند پس هر گاه عاشق بودی به چشمانش اعتماد کن
خدا پسرتون را براتون نگه داره حادثه ای براش پیش اومده درسته
نگران نباشید خدا نگهبان بچه هاست به او بسپاریدش
به خیر گذشت
سپاسگزار خداوندم که فرصت شکرگزاری دیگری را به من داد
از شما هم ممنونم
درود بر شما
در مورد خدا گویتان خدا رو هزار مرتبه شکر به خیر گذشته.
شما هم بیشتر مراقبش باشین خب.
ممنون . حتما
مرسی آقا داداش

داداش قرار نشد شرط بذاریاااااااااااااااااااااا.....داداشم داداشای قدیم
اگه قابل باشم...چشم
وقتی کسی شرط میذاره یعنی یه جای کارش می لنگه و کم داره
قدیما هم همینطور جر زنی میکردم
قابل دارید . خوب هم دارید.
چشمتان بی بلا
خداگویه:بـــار الها
اگر هر که را تو از انسان می ستانی
خود جایش نمی نشستی
چه سخت بود بریدنــها
از دست دادنــها...
................................
جدا که جای حق نشسته است
خدا کند که جایش را به کسی ندهد
حتی یک لحظه
مستبدند خاطرات؛
ناخوانده جاخوش می کنند،
و ذهن را به برده گی می برند.
خوب می دانند شوریدن تو، به مسلخ رفتن خود توست. ...
.................
امان از خاطرات..
مسلخش را دوست دارم
خوب جاییست هان!
امان از کمی خاطرات
خدا رو شکر!شعر خوبی بود ولی ویرایش میخواد.ممنون که هستی رفیق.
گفتم که در حین کارها معمولا می نویسم
شما عفو بفرمایید
سلام
شعر زیبایی بود
به خاطر قالب وبتون هم تبریک میگم
خیلی عالیه
من لینکتون کردم
خیلی متشکر
منم لینکت کردم
کدوم شب رو منظورته امید جون؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همون شب خاطره انگیز
تو اون جا نبودی پسر خوب
الهی ! « دلم مجنون ِ لیلا بود آنشب »
خوشمان آمد
چه خوب
خدا را شکر
شنیدم مصرعی شیوا، که شیرین بود مضمونش
« منم مجنون آن لیلا که صد لیلاست مجنونش»
به خود گفتم تو هم مجنون یک لیلای زیبایی
که جان داروی عمر توست در لبهای میگونش
بر آر از سینه جان شعر شورانگیز دلخواهی
مگر آن ماه را سازی بدین افسان افسونش!
نوایی تازه از ساز محبت، در جهان سرکن،
کزین آوا بیاسایی ز گردشهای گردونش.
به مهر آهنگ او روز و شبت را رنگ دیگر زن
که خود آگاهی از نیرنگ دوران و شبیخونش.
ز عشق آغاز کن، تا نقش گردون را بگردانی،
که تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش،
به مهر آویز و جان را روشنایی ده که این آیین
همه شادی است فرمانش، همه یاری است قانونش
غم عشق تو را نازم، چنان در سینه رخت افکند
که غمهای دگر را کرد از این خانه بیرونش
ممنون
چقدر زیبا بود و کوبنده
مررسی یک دنیا
گرمک عشق : آی گفتی ! یه جوری تو خیالت هک میشه که اصلا نمیتونی فراموش کنی!
مثل سنگ نوشته
از نو هخامنشی اش
گرمک نوشت : آخ جان جان نت مجانی ! خیلی مزه میده !
گرمکانه : بعضی وقتا چشم ها دروغ میگن !
چرا مجانی ؟
اغلب با جی پی ار اس موبایل خودم است که به رایانه متصل میکنم
چشمها دروغ می فهمند آنها دروغ نمی گویند
آقا امید بر این طبع گاه و بی گاهتان آفرین!!!!
ولی تو رو خدا تو ساعت اداری به وزن شعر هم گاهی توجه کنید بد نیست
باور بفرمایید کار خلق الله واجب نیست این همه احساس خرج این کار کردید حیف به خدا یه جاهاییش بلنگه
در مجموع براینهمه زیبایی مرحبا...
گمان نکنم وزنش مشکل داشته باشه
بفرمایید تا اصلاح کنم
سلام
من نمیدونستم
عجب شعر عشقولی ای گذاشتینا
قشنگ بود
پسرتون چی شده؟
امیدوارم سلامت باشن
یعنی امروز به چشمها اعتباری هست؟
راستی بابت لینک هم تشکر مینمایم فراوان
تقریبا خوبند و به خیر گذشت
قشنگ دیدید وگرنه اینطور نبود
ممنونم
از کهن گفتن همان پیشینه است


کو عدو گردیده با او کینه است
او به بیگانه برد زین رو پناه
دوری از خود می شود اینک گناه
ما مگر شرمی زپیشن داشتیم؟
کین چنین بذر جدایی کاشتیم؟
روبرو دشمن به شمشیر آمده
ما در این سو از پدر سیر آمده
ناخلف گشته به نا بابا ها درود
میفرستیم ،واسف اما چه زود
خانه را دشمن گرفته قرن ها
ما که مدحش کرده ای تفو به ما
قشنگ بود مثل همیشه همیشه


ممنون و سپاس گرمکانه
سلام ببخشید دیر سر زدم
در ضمن شعرتون خیلی قشنگ بود
ولی گرمکانه گفتین با چشم ها معامله کنیم ولی همین چشمها گاهی خیلی دروغ میگن
به یه دوست دیگه هم گفتم
این چشمها هستند که دروغ می فهمند
وگرنه هیچ چشمی دروغ نمی تواند بگوید
ممنونم
سلام

شعر بسیار زیبایی است .تبریک میگم به طبع بلندتون .
حرفتونو قبول دارم که :گر عاشق کسی هستید عاشق نگاهش شوید. با چشمها معامله کنید، صورتها را اعتباری نیست.
رسیدن بخیر
گفتم قید دنیای مجازی زدید که غیب شده اید
خدا را شکر هستید و افسانه ادامه دارد
ممنون از شعر عشقولانه
شما هم به شاعران پارسی گوی
قرن ششم اقتدا کرده اید ؟
ولی دل نگران وزارت فخیمه ارشاد نیستم
چون هیچگونه اثار مکتوبی بجز وبلاگ ندارم
که آنهم به رسم قربانی آورده ام
خون ما سرخ تر از استاد کوروش که نیست؟!!!
اولا ؛ مطمئن هستید ساعت اداریست ( و حضرت گرمک برای حل امور ارباب رجوع شعر تقدیمشان میکند لاجرم )؟!
دوما ؛ در مورد گرمکانه ..خوانندگان گرامی مراقب باشند سرکنگبین صفرا نفزاید !
سوما ؛ مطمئن هستید " پسرم " نه " دخترم " ؟!
چهارما ؛ سلامت و خوش و بیکران باشید
اولا منظورم ارباب رجوع همکار بنده است و بنده ارباب رجوع کمی داشته که در بست در خدمت شان هستم. مطمئن باشید

دوم تشویش اذهان عمومی نفرمایید. به خوانندگان دیگر چکار دارید؟ کلاه خود را بچسبید
سوم بدلیل دخالت مستقیم در تر و خشک کردن ان کاکل زری از ذکور بونش مطمئن هستم.
چهارم پایدار و باشید و مستدام
پنجم عزیز! قبلا گفتم فارسی را ژاس بدارید در کلمات فارسی تنوین بکار نبرید. پس چرا....
سلام امید جان
کاش همیشه عاشق بمانیم و با عشق زندگی کنیم
خیلی خیلی زیبا بود
امیدوارم حال پسرتان هم خوب باشد
درود بر چشم زیبابین شما
عشق سرمایه دل های زنده است.
خوبند و سلام می رسانند
خوش به حال ِ تو که عاشقی :)
عشق خوش بحالی ندارد
کیست که عاشق نیست
زیبا بود.
ممنون . گرمکم دل گرم شد
افسانه ادامه دارد
مخصوصآ افسانه تابستان گرم وروزه وروزه داری و گرمک خنک وگرمکانه که در این چله تابستون حکایت ها برای این روزه داران در این هوای گرم دارد .بماند .
پس افسانه نویی بسرای
که گوشمان سخت چشم انتظار است
سلام آقا امید .
خوبی؟
ممنون که بهم سر زدی.
راستش نتونستم وبلاگم رو تعطیل کنم.
برگشتم.
لینکت کردم.
منتظرتم
کار بسیار خوبی کردی
حیف این قلم پر توان است که خاک بخورد
منم شما را لینک کردم
سلام
) از زبان پارسی حذف نشده!
.
خوبی امید
ممنون بابت لینک
لطف کردی
در مورد اون جمله خب دبگه چه خبر
خب هنوز که این جمله ی با ارزش ( برای مخابرات
اگه هم بخواد حذف بشه. چیزی از درصد سهام او بعضیا کم نمیشه.
اون بعضیا ۵۰ درصد سهام دارن . جمله هم که حذف بشه ۵۰ درصد سهام دارن . فقط ارزش سهامشون ۸۰ درصد کم میشه
خوب شد ما نرفتیم مخابرات سهام بخریم
وگرنه ۸۰ درصد از سرمایمون به ۱ جمله کوچولو وابسته بود
فعلا که دارن سهام مملکت رو بالا میکشند
اینجا نشد جای دیگه دو لپی می بلعند
امید جان
شرمنده
۱ سوال
قالب وبلاگو خودت نوشتی؟
نه عزیز مال بلاگ اسکای است
فقط کمی رنگش را تغییر داده ام
من فکر کردم گفتین سرکارین از نت اونجا میان برا همین گفتم آخ جان جان مجانی!
سهمیه دارم ولی عموما استفاده نمی کنم
با دایل آپ درویشانه روزگار می گذارنم
بی ربط؟! شکسته نفسی نفرمایین....تازه ما خودمون ربطش رو پیدا می کنیم
شما صد البته
کارتان درسته
شعر قشنگی بود !
استعدادتون زیاده !
ممنون علیرضا جان
شما لطف دارید
سلام
شما هم اگر یادتان ماند و باران گرفت دعایی به حال بیابان کنید
ممنون
کویر ما هم دست کمی از بیابان شما ندارد
چشم . محتاجیم
درود بر شما ، ماشالله به این همه مشتری
داداش جنس خوب میدی دست مردم ، خداهم برکت میده به کار، ..دمت گرم ، گرمک عزیز
کسب ما رونق از بازار شما دارد
فقط شرمنده فرصتی نشد به قولم در مورد 28مرداد عمل کنم
اوه
راس میگین
این همون قالب دنیا خود بلاگ اسکایه
اصلا تا حالا دقت نکرده بودم
قالب خیلی خفنیه
ممنون که گفتین
درود بر شما با اون قالب قشنگ تان