
یک شبی در خواب دیدم بوسه بارانت نمودم
آتـشی افتـــــاد در مــن ، سینـــه بریـانـت نمودم
از شراب ِ چشم هایت اندکی مِی نوش کردم
مست گشتم، سجده ها بر مُهر چشمانت نمودم
گرمکانه: بعضی چشمها خیلی قیمتی اند. بیش
از یک عمر تماشا. افسوس جیب ما از درنگ عمر خالیست.
من
تو
امسال سال خشکسالی ست
برای بقا
یکی به یقین باید خط بخورد
بی هیچ مجالی سر بر زیر گیوتین چشمهایت می گذارم
عجب مرگ لذت بخشی......!
منم عمریه بی سرم
گیوتینش خیلی تیز بود
مهلت نداد پشیمان شوم
واقعا




کاش قدر چیزایی که داریم و بدنیم و درست ازشون نگه داری کنیم..مثل عمر که مثل باد در گذره
گرمکانتون این بار با شعرتون ارتباط معنایی داشت
به زور ربطش دادم
امید جان نمیخوای دیوان شعر منتشر کنی؟
می ترسم کسی نخره متضرر بشم و بخاطر بدهی بیفتم گوشه زندون
شعرای صحنه دارم که میگی !
آفرین به قوه ی قوی تخیلت !
ممنونم. بیشتر تقصیر دل است تا تخیل
چه معجزه ای میکنه این عشق ...


چشمه ی شعرت جوشانتر ... امیدجان ...
سلام
چقدر زیبا بود ... نه زیبایی که همه می گویند...
و شما چه خوب حرف می زنید و تعریف می کنید


البته نه به خوبی که همه می گویند
خدایا عمری طولان همراه با سلامتی و عزت عطا فرما
به همه رندان نظرباز مست
الهی آمین
سلام و خسته نباشید
یه خون جدیدی جریان پیدا کرده تو وبلا گتون !از عشق می نویسید وراز چشمان زیبا برام جالب بود تغییر موضع دادید
تا اونجا که یادمه بدون عشق زندگی نکرده ام
و بی تفاوت به جریانات اطرافم وبلاگ نویسی نکرده ام
ممنون و تشکر بیکران
تو بزرگی . مهربانی .عاشقی




تو رفیقی جاودانی عاشقی
تو امید ی در میان دوستان
همزبانی آرمانی عاشقی
این تحفه ناقابل اگرچه فی الداهه و عاری از فنون . ولی میتواندحرف دل باید اگرچه در بیداری برای کسانی که در خواب و بیداری از چشمه ی احساس شراب ناب عشق می نوشند.
اقا جان مال دارند . اختیارش را هم دارند
کمک به هموطنان وافعی به وقت نیاز یعنی همین
ما بزرگی ، مهربانی از شما ها آموختیم


در رفاقت جاودانی از رفیقا آموختیم
دل برای دوستانم می زند در سینه ام
عاشقی را از سر ِ خیر همان ها آموختیم
سلام و درود بیکران بر مهر بی پایان خوبان
خوبانی چون شما استاد!
بسیار زیبا بود
چه دل انگیز است وصف معشوق از دهان عاشق
وچه شوری میدهند این چشمان مستش
چشمان مستش دیوانه کننده است
سلام خیلی عالی بود...

واقعا بعضی چشما خیلی قیمتی هستن
تازه میخواستم بیام خبرت کنم که آپم
اما خودت سرزدی مرسی.
کلاغه زودتر از شما خبرش رو آورد
دستش درد نکنه که ما را پیش شما روسفید کرد
سلام امید جان!از حضور سبزت در وبلاگم متشکرم!
توام وبلاگ واقعا زیبایی داری!
بازم بهم سر بزن!
ممنون .
حتما
سلام استاد مهر!

چه خوابی !!!
شعرات عالی ان ... :)
مثل خواب شیرین برای فرهاد
اى دریغ و دوصد افسوس!
کاش عمر دیگری بود تا در این عمر می اندوختیم برای پرداخت و خرید در آن عمر
خدای تنها داشته ی ما ملت را از گرفتاری نجات بده


آزادی که نداریم
لااقل امید را برای ما نگه دار
آمین یا رب المشتاقان
خدا شما را واسه اهل دل نگهدارد


که ما امیدمان را از شما گرفته ایم
چشمانت
ببخشی شما چند تا اسم براتون اشنا نیست
آرمان-ابوالفضل-حسین
مثل اینکه به دادگاه فرخوان شده ام
بذار با وکیلم تماس بگیرم
اسم
فامیلی
سن
محل صدورکارت
یادمه یه خانومه بود چشاش خیلی خشنگ بود داداش امــــــــــــــــــید داداششم همش قربون صدقه چشاش میرفت
میشه بگین وکیلتان با وکیلم تماس بگیره؟!!!

کمی تا حدودی بلکم بیشتر مشکوک می زنید
این دل و قلوه هم مشکوکترش کرده
نمیدونی دست و پام چرا داره می لرزه ؟
بهر حال ممنون
عجب این اقایون فک میکنن با دو تا قلب دیگه دل دادیمو قلوه گرفیتم






















































































از شما بعید برادر شاعر
نمیدونم چه شکلی میشه کلیک راستو اینترو گرفتتمو
همه رو از حرص دلم گذاشتم
دفعه بعدی بگی دل دادی و قلوه گرفتی
هیچی
بازم ممنون
هرچقدر دوست دارید دل وقلوه بگذارید
بنده سپاسگزار خواهم بود
ولی بنده در این مورد معذورات دارم
شاعر هم نیستم. فقط اهل دلم.
حرص هم نخورید لطفا .
خیلی قشنگ بود.
مرسی . قشنگی در مردمک چشمان شماست
شبی باران چشمانش بدیدم / هراسان دست و پاهایش بدیدم
بگفتا عاشقم ، ای ناز بانو/ تمام عمر من آسایشم کو ؟
نه آن بوسه نه آن باران نه آن دل / دگر خاطر ندارم سنگ و بی دل
دو دستم بی نیاز از دست او شد / دو چشمم خیره اما پر ز خون شد
من اینک می کنم تزویر هر شب / نبودش عشق و من خاطر ندارم
به عشاقی رسم گویم که قدرش / ندانسته نبوسید آن دو چشمش
عشق گر باشد نیاز بوسه چیست؟ / عشق گر باشد وداع خانه چیست؟
نمی دونم این چیه ؟ هر چیه شعر نیست ...
چرا شعره
شعر چیزی از جنس احساس است