دیروز دلم گرفته بود از سیاهی ظلم روزگار. این شعر زبان حال دلم شد. امید که مقبول افتد.
پرسیدم از حکیمی از شب سیاه تر چیست؟
گفتا دیار ظلم است، تاریک چــــون سیاهی
اما سیاهی ِ دل تاریک ترین سیاهیست
مانند قلــــــــــــــب ظالم، در انـتـهای چاهی
قلبی است چهره آرا اما به سختی ِ سنگ
سرخ است دست و پایش از خون بی گناهی
رنگ سعادتی نیست بر این قلوب تاریک
از سینه سوز مظلـــوم بر خاسته است آهی
آهی که قهر دارد، آتش به دهر دارد
بر سنّـت ِ خداوند دل می دهـــــــــد گواهی
*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*<>*
گرمک طنز : یک پیشنهاد بکر برای مسئولین سینه سوخته دین جهت حل ریشه ای اختلاط جنسیتی
برای مشاهده تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کیلک کنید
گرمکانه: زندگی را از سر گاز بزنید تا لذتش را بیشتر بچشید. مانند خوردن خیار
عکسه خدای خنده بود!
احسان جان! شانس که نداریم ما را کردند همسایه افغانستان
خانما شدند همسایه ترکیه و بقیه خوبان
اینجا هم تبعیض
جیبتونو زدم یه پنجاهی بیشتر توش نبود تازه چون گوشه نداشت دادمش به اون مرده که کنار خیابون نشسته بود و با مظلومانه منو نیگا می کرد
خیار که خوردن نداره عزیز من ، اگه وسطش دیوار هم بذارن ، مردانی از پارس تونل حفر می کنن
پسش بدین لطفا
کرایه تاکسیم بود
مردان پارس رو خوب اومدید
هر چی بگی ازشون بر میاد
و خداوند پیاده روی را آفرید ...
پیاده رو مال آدمای قانونمنده
بعضی ها یا بهتر بگوییم خیلی ها سواره رو بیشتر دوست دارند
خیلی ها خیلی چیزها رو دوس دارند ولی خیلی قوانین یک صد در جلوی آدم نیستند یه راه برای پیشرفت آدمند ، شما هم فرض کن جیبت سوراخ بوده افتادهتو جوف( جوب )
قبول شاید سوراخ بوده
اما دست شما چه میکنه
مثل جواد خیابانی پرسیدی ، « علی دایی چه میکنه »
دست ما برای شکم ما کار می کنه
پس همه چی واسه نونه
پس بر کاسب بی شرف هم حرجی نیست
اینطور نیست؟
تقسیم بندیتون منصفانه است
چون من تواستان زنونه افتادم استان منم تو قسمت زنونه است
خانما راضی باشند کافیه
ما مردا را هر جایی بذارند به خور و خوابمون لطمه نمی خوره
نه نیست بر هیشکی نیست
اگر بر هیچ کس حرجی نیست
پس چرا جیب بر ها به بهشت نمی روند؟
سلام
نقشه ی تقسیم استانها فقط یه مشکل کوچیک داره اونم دریا هاست.
مثلا دریاچه خزر چه مقدارش برای خانم هاست ؟و یا کیش سهم خانم ها شد یا آقا یون؟سهم ما از خلیج فارس چه مقدار میشه؟
ممنون که بفکر جدا سازی و تفکیک جنسیت هستید نظرهاتون رو حتما به یه مسئول نشون بدید حیفد شما به خدا!!!!
دریای خزر و خلیج فارس هم برای خانمها
برای ما همان تالاب گاوخونی کافیست
جیب بر ها به بهشت می روند اما شبینه ، مخفیانه موقعیت تاریکی در بهشت وقتی بوجود می آید که خدا رفته باشد
نه مثل اینکه خیال کردی اون دنیا هم مثل این دنیا حرج و مرجه
کاش منم مثل تو اینقدر خوش خیال باشم
ای بابا خیال کجا بود دوست عزیز ، این ها همه خیال پردازیهایه که می کنم ، حرف هایی برای گفتن است ، حرف هایی برای نشنیدن٬
شما سعی کن زندگی کنی و آخرتتو بسازی باختن را بسی امید است
پس خوش باش عزیز!
فکر کردم جدی میگی
البته بر فکر کردن مطمئنا حرجی نیست
خیلی زیبا بود....
تقسیم بندیتونم عالی بود چون شهرها با هوای بهتر مال خانوما شده...دمتون گرم
ببینید مردا چقدر با گذشتند
هر چی کویره مال ما شد . درست عین دلامون
خوباش را واسه خانما گذاشتیم
به حرج حرج کردن شما هم گویا حرجی نیست
سوزنم گیر کرده رو این حرج
اونم تقصیر شماست عزیز
سلام
به
امید عزیز
همیشه دلنواز بنوازی
سپاس فراوان از شما منصور پیروز
دلتان سبز و خرم
قلمتان پر توان
سلام امید جان ...
از شعر زیبایت لذت بردم
ممنون
این روزها به دلیل برخی مشکلات و کمی بیماری همیشگی زیاد سر حال نیستم ...
به وبلاگ خوبتان بار ها سر زدم . اما حال و روز مناسبی برای نظر گذاشتن نداشتم ...
مرا ببخشید و برایم دعاکنید تا با مشکلات کنار بیایم .
باور کنید این روز ها دیگر نه اخبار نگاه می کنم و نه به سایت های خبری می روم . غیر از حرص و حسرت چیزی نصیب نمی شود. باز هم زمان شاهان قاجار تا مردم می آمدند بفهمند چه خاکی بسرشان شده مدتها از قضیه گذشته بود. اما حالا باید به صورت آنلاین بیل بیل خاک بر سر بریزیم .... و از شیرین کاری آقایان لذت ببریم .
راستی در مورد تقسیم کشور حواستان باشد که مردان را در استان هایی که کوه ندارد بفرستید که چشم چرانی نکنند... اصلا بدهید همه کشور را مثل کف دست صاف کنند چون اگر خانم ها بالای کوه بروند باز هم قابل تشخیصند .نه!.... بهتراست به احترام شاهان قدیم بدهید چشم همه ی مردان را در بیاورند.
لطفا یک منطقه ی آزاد هم برای متاهلان در نظر بگیرید...
اختیارش را هم به آقای م . ش. ا.ی .ی بدهید چون دست و دل باز هستند بیشتر خوش می گذرد .
یک منطقه هم دیوار شیشه ای بگذارید( بافیلتر مخصوص ) برای آنها که دوست دارند ازدواج کنند... ندیده که نمی توان ازدواج کرد!
از لطف شما سپاسگزارم ...
درود بر سعید عزیز!
سعید جان سفارش را به گوش های ناشنوای مسئولین خواهم رساند
امید که راه صراط صاف و بی غش شود تا جملگی در کنار حوریان بهشتی به جان حضرات دعا کنیم
برای سلامتی شما دعاگویم
امیدوارم هر چه زود رفع کسالت شود
دل نگران خواهم بود تا خبر سلامتی شما را بشنوم
در پناه حق باشید
دل توعاشق سرگشته بلی


پر مهراست و غمخانه نیست
بانوی عشق شده زنجه ز تو
خواهش من نه که بیگانه نیست
روز تو تلخ است به او شد شکر
باز بیا .چون دل دیوانه نیست
ما همه گفتیم و تو نشنیده ای
لایق توآبدزک .و آن خانه نیست
آن خانه خانه ام نیست جز آب و دانه ام نیست


دل جان تازه می خواست جای قفس یه بازه می خواست
جایی که مچ نگیرند دستان من ببیند
دستم نه زشت ، زیباست چشمم نه هرز، بیناست
این را کسی نفهمید حالم کسی نپرسید
دیدم سفر بباید تا دل نفس نماید
دیگر مکن نصیحت من کرده ام عزیمت
رفتم، نه باز گردم راحت شدم ز دردم
مرغ دلم سفر کرد آن خانه را ز سر کرد
جایی نشسته امروز فارغ ز هر چه جانسوز
درود
قربانت
دل زیبایت هرگز غم نبیند
سلام
خدا نکنه
خانه دلت خرم و سبزه زار
امید جان


از اینها همه که بگذریم
من نمیدونم چه خاصیتی در این گرمک هستش
که شاعران اکثرا گرمک دوست دارند
اینو جدی میگما منم خیلی گرمک دوست دارم
دل زیبایت مدام شاد بادا
پس مهمان باشید در گرمکخانه دلمان
شادی هایتان هزار هزار
خوش شعری بود

خوبه دیگه هم خانومها و هم آقایان یه همجواری با آمریکا دارد
اینا کم مونده دیگه ازدواج زن و مرد رو هم ممنوع اعلام کنن و یه مزدوج شدن دیگه ای رو مجاز کنن ....استخفرالله
نعوذ باله انگار جای خدا نشسته اند
اینطور که حکم میدهند
شادیم هدفشان انقراض نسل آریایی ها باشه
کوله ات را بر زمین بگذار تا تنها شدن


زهر خود را بر تو ارزانی نکرد
چون سفر بی یار و همدم درد شد
هر که شد تنها نه. سلطانی نکرد
تو اگر درویشی و دانی عزیز
رند مردی . دل برنجانی نکرد
کوله ام بر دوش باشد بهتر است


درد تنهایی برایم خوشتر است
تارک دنیا به از دنیای انگ
تاج درویشی به از سلطان جنگ
می روم تا رنج ها کمتر شود
حال جانان بهتر از بدتر شود
سلام. ممنونم که سراغ منم اومدین.دیروز دوسه بار سعی کردم براتون کامنت بذارم. از نت پرت میشدم بیرون. آخرش نفهمیدم ثبت و ارسال شدیانه. بهرحال ...... از آشناییتون خوشحالم و منتظر نظراتتون درمورد نوشته های قبلیم هستم اگه قابل بدونین.
شما سرور و تاج سرید
بازم خدمت می رسم. امید که مزاحم نباشم
سلام

سر زدم نبودید ...
به رسم یزدی ها که یک سنگ پشت درب خانه ای که صاحبش نبوده می گذارند... گذاشتم پشت قسمت نظرات که بدانید من آمده ام .
بعد دیدم بیکارم غصه هایم را برای سنگ گفتم ... آنهم از شدت غم به خاک تبدیل شد...
حالا اگر دیدید که جلوی خانه ی مجازیتان را خاک گرفته بدانید کار من بوده ...
دلم هوایتان را کرده بود.
سلامت و سعادتمند باشید.
سعید جان! حس خوبی بهم دست می دهد وقتی به وبلاگ شما می آیم
کلام شما از دل است لاجرم برمی نشیند
دعاگوی سلامتی شما هستم و خواهم بود
حالا که گذشت کردیدکل دریاها رو بدید به خانوما


خدا نکنه دلتون کویر باشه
انشاالله همیشه دلتون سبز و لبتون خندون باشه
فقط مواظب باشید بدون جلیقه نجات دریا نرید
چون اونوقت از ما کاری برای نجات شما بر نمی یاد
چون دور دریا سیم خاردار و دیوار بتونی خواهند کشید
بهار دلتان شکوفه باران
درود بر شما
و سپاس از شعر زیبا
این گرمکانه و گرمگ طنز ...
اصلا هرچه باگرمک سرو کاری دارد
چقدر خوشمزه و شیرین است
اینجا منزل شما و گرمکش متعلق به خودتان است
بفرمایید
آقا امید شعر از خودتونه؟؟
واقعا تبریک میگم.