X
تبلیغات
رایتل

آنکه حساب پاکست از محاسبه چه باکست

جمعه 2 تیر 1391 ساعت 11:53


به گرمـــــک دوش گفتا هندوانه

شتـــــر در خواب بیند پنبه دانه


برای گرمی ِ خود مـــــرغ عاقل

نمی سوزد به آتــــــش آشیانه


بهای هسته ای بودن چقدرست؟!

یکی پاسخ بگوید عاقـــــــــلانه


ترا نفت و غنی سازی چه سودی؟!

اگر حاصل نیایـــــــــد آب و دانه


جهان آرامش از دست کسی برد

که شــــر در سر ندارد موذیانه


به بدنامی چناچه شهره گشتی

نباشد چاره ی آن هی بهانه



اگر در سر نداری قصد حیله

مکن در پرده بازی محرمانه


هرآنکس از بدی دل کرده عریان

نمی پوشد لباس مجرمانه


چناچه بی گناهی، چهر بگشا !

بجای فحش و خشم و تازیانه


نکوخو باش تا خوبت ببینند

به خوبی شهره گردی در زمانه


به خوشنامی هرآنکس زندگی کرد

به دنیــــا نـــــــــام او شد جاودانه


 

گرمک نوشت:


این قضیه انرژی هسته ای و مذاکرات نافرجام ایران با 1+5 به این زودی ها تمام نمی شود.

تا قسم حضرت عباس و دم خروس هست بحث و جدل ها ادامه دارد.

تنها این وسط دودش است که نصیب چشم ما می شود.



مخلص کلام: آنقدر پاک باش که هیچ تهمتی به آن رنگ تعلق نگیرد.

نظرات (9)
جمعه 2 تیر 1391 ساعت 12:08

داداش بیا با خانومیو کوچولو پاشیم از ایران بریم راحت بشیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کجا بریم؟
با کدوم پول؟
جمعه 2 تیر 1391 ساعت 12:19

یعنی همینجا بسوزیمو بسازیم ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الانم که همینکار را داریم میکنیم
خود کرده را تدبیر نیست
جمعه 2 تیر 1391 ساعت 21:53
برادر عزیز....کمتر وارد سیاست شو اخر فیلتر میشی....اون وقت ما کجا گرمک بخوریم؟؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فصل فصل گرمک است
اینجا نشد دکه بغلی هم درشتر و هم شیرین ترش را دارد
شنبه 3 تیر 1391 ساعت 07:05
دیگه خیلی کلیشه ای و آزار دهنده شده ....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بی مزه شده است
شنبه 3 تیر 1391 ساعت 10:05
مگو دیگر تو از 5 و 1 و 6
که اشک من شده زین ها روانه !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
افرین به این ذوق و هنر
شنبه 3 تیر 1391 ساعت 14:07
لب فرات کـه می ایستم ، قلبم نقطـه نقطـه جاری مـی شود بر روی گونـه هایم و سُر مـی خورد و مـیچکد درون وسعت لا یتناهـی رود ... !
غوطـه مـیخورد لا بـه لای تقلای امواج ، تا برسد بـه دست بوسـی ساقـی ...
... و امیدم سوسو مـیزند محض گوشه چشمـی از حضرت عشق ، مثل سوسوی ریسه های اطراف کنگره های طاق های هلالـی شکل بیـن الحرمینشان کـه تک تک رنگ مـیبازند محض نگاهشان ... !
شبِ عید ... مـن، همچنان دلتنگ ... !!! باز دلم قَنج می رود محضِ پابوسی تان، عیدی مـیخواهم عزیزِ زهرا /ع/
عیدتان مبارک برادرم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عید شما نیز مبارک
یکشنبه 4 تیر 1391 ساعت 19:40
سلام

این قصه و این غصه این مذاکرات همچنان ادامه دارد
می گویند شاهنامه آخرش خوش است خدا کند که مذاکره آخرش مثل شاهنامه خوش باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زیادی امیدوارید
یکشنبه 4 تیر 1391 ساعت 23:59
مرگ بر اشتون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بازم مرگ بر .... بر مرگ بر ...
کی می خواهیم از زندگی حرف بزنیم؟!
پنج‌شنبه 8 تیر 1391 ساعت 15:16
این قصه پر غصه سر دراز دارد .
فعلا ما خر آنها شدیم وهی میکشوننمون وما هم هی خر میشیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تا کی؟
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.