X
تبلیغات
رایتل

کاملا شخصی

دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 20:37


به دل و پــــــای من ای کار مپیچ


نه شبیه ایم به هم هیچ به هیچ



گلـــــه از بــــــازی من هیچ مکن


تو "پلــــه" داری و من پای "قلیچ"


 


گرمک نوشت:


نمیدانم چطور از این کار سر در آوردم. اصلا به روحیه ی من نمی خورد.

هرچقدر من به خلوت خود می گریزم تا با واژه ها انس بگیرم، کار مثل موش مرا در هر سوراخی بو می کشد و پیدایم میکند.

این جناب رئیس هم که انگار کارگر افغانی گیر آورده است.

هر کاری در شرکت لنگ در هوا می ماند مرا مامور رتق و فتق آن میکند.


بابا انصاف هم خوب چیزیست!!!!


امروز بی خیال همه چی شدم. گور پدر کار و رئیس و شرکت

امروز سر کار نرفتم

 


فوتبال نوشت: یادش بخیر! زمانیکه بچه بودم چقدر اون قلیچ فوتبالیست را دوست داشتم!

نظرات (10)
دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 20:42
خیلی عکسه قشنگ بود
لذتش بردیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ما ایرانیا کلا با اینجور عکس خوب حال می کنیم
دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 21:17
فکر کنم آقای رئیس واسه سرت جایزه بزاره مثه اون سایته که جایزه 100000 دلاری گذاشته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ترا خدا نگی بهش
دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 21:41
سلام...خوش به حالتون میتونید به خودتون مرخصی بدید
اااااااااخ چقدر دلم یه مرخصی یه روزه میخواد....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما هم مثل من
بزنید به بی خیالی
دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 22:11
اونوقت کجا بودین صبح تاحالا؟

در خواب ناز یا در خدمت خانواده ظرفا رو می شستین؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
در خدمت خانواده محترم
و سایر خدمات جانبی
دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 22:15
آی گفتی!
امان از این مدیرهایی که ...

کاش یه روز جامون عوض می شد . اونوقت تلافی می کردم و

فقط دستور می دادم .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جامون عوض بشه من گردنش را می زدم
سه‌شنبه 2 خرداد 1391 ساعت 04:55
سلام
استراحت یکی دو روزش خوبه.یهو کارت رو از دست ندیدی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هوای سرم را دارم
سه‌شنبه 2 خرداد 1391 ساعت 10:36
بشکن اون زنگو به افتخار داداش امید
بی خیال رئیس و شرکت و همه دنیا
چشمان یار رو عشقه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اقا شما که بیشتر از من گیر دادین به چشم یار
سه‌شنبه 2 خرداد 1391 ساعت 12:06
امید نوشت:

روزگاریست که دلهای شکسته نخرند
توی بازار وفا سینه ی خسته نخرند

جنس چینی شده مقبول ولی از رخ یار
خنده های شکرین چون لب پسته نخرند

من نوشت:

این دل زهجر یار، پای شکسته را ماند
اندوه دارد و رها ، مسافر ِ خسته را ماند

درها به روی دلم همگی باز و اما باز
گردقرون گرفته ، در کهنه بسته را ماند

ازشادی زمانه مپرس ، بیگانه باشدم
گر مرغ دل ، پرنده ی رسته را ماند

بازار بی رونقی ام ،نماد کساد و رکود
برگشت خورده دل بی بهاء سفته را ماند

ارادتمند(کوروش)

امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود استاد! کلام تان متین
اما با توجه به سابقه اشنایی با دل شما بسیار گرم و پر رونق است

شاد باشید
اردتمند صددرصد خالص شما
سه‌شنبه 2 خرداد 1391 ساعت 14:06
سلام
من هم بی خیال کار و رئیس و مدرسه

اما نه امروز فرجه ی امتحان بود ومن هم بی خیال کار شدم

اما شما چی؟

اینطور غیبت کنید باید احضار ولی بشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب راستش رئیس نیومد که منم نرفتم سر کار
سه‌شنبه 2 خرداد 1391 ساعت 15:38
داداش من به یه نتیجه رسیدم و اینکه تو هر شرکتی بیشتر کار کنی بعد از یه مرحله ای میشه دیگه وظیفه و امان از وقتی که تو دید باشی و یا صدا کردنه اسمت راحت باشه
دیگه ...
ولی به خدا هر از گاهی غیبت غیر موجه برای یه همچین آدمهایی واقعا لازمه که نبودت رو حس کنن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم برای همین که هر چند وقتی ناگهانی غیبت می کنم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.