تعداد بازدید ها: 87201
   

شیرین ، خنک ، دلچسب و آبدار

چشم هایت را پس بگیر
شنبه 30 اردیبهشت 1391 ساعت 10:31 | | نوشته ‌شده به دست امید | ( نظرات (17) )


قصه های زندگی افسانه است


آن که باور می کند دیوانه است


 

ما نه آن هستیم که در آن قصه ایم


گر چنین پنداشتیم اندر غصه ایم


 

چشم امروزت گشا ، دیروز رفت


هرچه بود، آن شادی و آن سوز رفت


 

جاده ی عمرت نشسته روبرو


می شتابد زندگی چون آب ِ جو


 

گر نمی خواهی بمانی در قفا


از زمین برخیز بر زانــوی پـــــــا


 

قصه ها ما را به خُردی می برند


چشم ها تنها به بُردی می برند


 

پس بگیر از قصه ها چشمان خویش


تا برانی عمــــــــــر بر فرمــان خویش

 



گرمک نوشت:


دیشب به پیشنهاد خانمم مطلبی را در مجله ای مطالعه کردم که بسیار سودمند بود.


نویسنده به بیانی ساده ریشه ی عقب ماندگی ها و سرخوردگی های ما را به جای اینکه مانند اغلب روان شناسان به کودکی نسبت دهد، برعکس ریشه مشکلات را در اوهام و قصه های ساخته و پرداخته ذهن کودکانه ی ما میدانست که چون وزنه ای بر پای حرکت مان بسته شده بودند و ما را اسیر خود کرده بودند.


او علت علاقه ما را به تماشای فیلم و خواندن داستانها را جستجوی ما برای پیدا کردن شخصیتی کاذب اما دلخواه در لابلای سلولهای خیال پرداز ما میدانست.


او در پایان میخواست که چشمهایمان را از ذهن قصه پردازمان پس بگیریم تا با کمک بینش واقعی مان ، فرمان زندگی را خود بدست بگیریم!