X
تبلیغات
رایتل
گرمک
 
تعداد بازدید ها: 86506
   

شیرین ، خنک ، دلچسب و آبدار

بانوی سیلی خورده
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ساعت 18:34 | | نوشته ‌شده به دست امید | ( نظرات (6) )


ای که بر گل می زنی سیلی، کمی تردید کن!


مثل هر گل نیست آن، در کار خود تجدید کن!


 

جای پــــرپــــر کردن گلبرگهایش،ای سفیه !


از ادب در پیش ِ او زانو بزن ، تمجید کن!


 

گل چه می ترسانی از خود ای سگ ِ روبه صفت


می توانی باغبانش را چنین تهــدید کن!

 


***


ای برادر! جهل اعرابی سر آمد پس تو هم


آسمان ِ جهل ِ خود را روشن از ناهید کن!


 

ای که از یکتاپرستی می زنی دم، بعد از این


با گلاب ِ احمدی تمرین  ِ این توحید کن!


 

مصطفی این نوگل از باغ ِ بهشت آورده است


بر سرش دستی بکش، بر خود بهشت جاوید کن!


 

اینهمه از غصه و از رنج می نالی بس است


با توسل بیمه ی درمانی ات تمدید کن

 

 

 

گرمک نوشت:

دوست دارم این روزها بیشتر او را یاد کنم


و بیشتر از از او بگویم.


چون خیلی خاطرش عزیز است " بانو زهرای اطهر "

 


قضیه نوشت: نشسته بودم نمی دانم چرا یاد آن لحظه ای افتادم که آن پست فطرت در میان کوچه بر صورت بانوی پاک مان سیلی نواخت که قصه اش را شما خود بهتر می دانید .


 اما چرا!!!  شاید بر آن اعرابی جاهل و کینه توز حرجی نباشد اما بر ما چی ؟


جنگ با دین و ائمه ی دین برای چیست؟ برای جنگ با خرافات نیازی به جنگ با امامان دین نیست.


ما به یاد و ذکر آنها نیاز داریم، ما به الفت و دوستی با آنها احتیاج داریم.


بیاییم ! بیاییم آشتی کنیم با آنها اگرچه گاهی از دین سرخورده می شویم.



عذر نوشت: شرمنده ! ولی گاهی در وقت شعر نوشتن از شاخه ای به شاخه ی دیگر می پرم


دست خودم نیست انگار باید همه حرفهایم را یکجا بگویم